العربي | فارسي| English

صفحه نخست | اخبار | مقالات | گفتگو | آثارمعاونت | تماس باما | پست الكترونيكي

 
دو شنبه 3 مهر 1396  |   3 محرم 1439

 

...
شماره : 1548 تعداد بازدید : 89


روش راهبری امام صادق (علیه اسلام) در پیشبرد امت اسلام


حجت الاسلام محمد رضا حجازی

چکیده:
دوران امام صادق (علیه السلام) ششمین پیشوای مذهبی مسلمانان، دوران شکوفایی عقاید فقهی و کلامی مسلمانان است. در این دوران طلایی شیعه گسترش پیدا کرد و موجبات تقویت اعتقادی و افزایش نیروی انسانی آن فراهم گشت.
هدف از این مقاله بررسی شاخصه های راهبردی رهبری امام صادق (علیه السلام) در انجام و اداره یک مدیریت جهادی برای پیشبرد امت اسلام است که در زمانی کوتاه و در اختناق های دوران پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام و سرکوب شده بود که با اجرای راهبرد امام (علیه السلام)  تفکر شیعه رشد و فرهنگ شیعه گسترش پیدا کرد و دکترین جعفری سرمایه عظیم و ماندگاری بنا کرد که حتی پس از ایشان و با شروع  دوباره سرکوب ها و حتی شروع و ادامه غیبت تا زمان حاضر و تا ظهور  شیعه و اسلام از این سرمایه ارزشمند بهره مند می شود.
این مقاله توصیفی تحلیلی بوده که بر اساس روش تحقيق كتابخانه‌اي و با تكيه بر منابع تاریخی شیعی به جمع آوري اطلاعات پرداخته شده است.

مقدمه:
امام صادق (علیه السلام) در مدینه و در سال 83 هجری قمری به دنیا آمدند و در همانجا در تحت سرپرستی و آموزش امام سجاد (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) رشد نمودند و تا سال 148 هجری قمری 65 سال عمر شریفشان بود که از این مدت حدود 34 سال دوران امامت ایشان است.  زندگی ایشان در عصر خلفای بنی امیه که هر از چند گاه حکومت میانشان دست به دست می شد و سپس در دوران بنی عباس بود که مردم به خاطر جو نابسمان حکومت بنی امیه و اعمال فشارها و تهدیدها و تحت کنترل نامرئی بودن امام باقر (علیه السلام) جرات حضور در در محضر امام پنجم (علیه السلام) را نداشتند هر چند در مجلس ایشان از همه دروس آن روزگار بحث به عمل می آمد.
این چنین دوران امامت امام صادق (علیه السلام) در کشاکش انتقال خلافت میان بنی امیه و بین عباس آغاز شد و هر چند که کسی در این میان دلش برای اسلام و مسلمانان نمی سوخت امام صادق (علیه السلام) با مدیریت الهی خود توانستند برگی بی نظیر در تاریخ شیعه را رقم بزنند و اکسیری از دانش و روش برای حیات شیعه و شیعیان باقی گذاشتند که شیعه زندگی و جوانی خود را پس از گذشت قرون از عصر حضور و در زمان غیبت مدیون آن است.
این مقاله می کوشد تحلیلی از زوایای پنهان خلق این اکسیر حیات شیعه را برای خواننده ارائه دهد و رهنمونی از دریچه دیگر برای نگاهی عمیق تر ایجاد کند.
حکمت در کلام و روش برخورد امام صادق (علیه السلام) با منصور عباسی
امام صادق (علیه السلام) با خلیفه ای مستبد و خونریز به نام منصور عباسی برخوردی بسیار شگفت انگیز دارند که سرشار از حکمت در نوع بیان و شیوه بیان است امام گاهی با لحن نرم و به طور ملایم با وی سخن می‌گوید و در مقام تبرئه خویش در میامدند و گاهی هم بی آنکه اقرار و اعترافی کنند با شدت و تندی با انها سخن می‌گویند هرچند آنها این برخورد را خوش نداشته باشند. امام (علیه السلام) به خوبی واقف است که منصور که بر مسند خلافت مسلمین تکیه زده است خود می داند شایسته این مقام و منصب نیست و از امام (علیه السلام) و قدرت او می ترسد بنابر این هر گاه حالات روانی منصور را اینگونه می دیدند حق را آشکار می کردند و گاهی هم منصور سر مست قدرت شده و پرده مستی بر چشمانش فرو می آمد و گوش چشمش کر و کور می شد و امام (علیه السلام) برای دفع خطر و پیشگیری از تجاوزات او نرمی نشان می دهند.
روزی منصور که از راندن مگسی وامانده بود، از امام صادق (علیه السلام) می پرسد: ای اباعبدالله! چرا خداوند مگس را آفرید؟! امام صادق (علیه السلام) فرمود: تا تکبر جباران را در هم شکند و آنان را خوار سازد.   منصور ساکت می شود چون می داند که اگر به سخن امام (علیه السلام) پاسخی بدهد جوابی دردناک تر خواهد شنید.
یک بار دیگر به امام نامه نوشت که چرا مانند دیگران هر روز پیش ما نمی آیی ؟ مام صادق (علیه السلام) پاسخ داد : کاری نکرده ایم که به خاطر آن از تو بترسیم و اهل تقوی و معنویت و آخرت هم نیستی بدان امید نزد تو بیاییم، تو را در میان نعمت ها نمی بینیم تا تهنیت و تبریک بگوییم و این پست و مقام را برای خود مصیبت نمی دانی تا برایت تسلیت گوییم پس ما را نزد تو چکار؟ منصور می گوید با ما مصاحبت و معاشرت کنید تا پند و اندرز دهید امام صادق (علیه السلام) می فرمایند هر کس خواهان دنیا باشد تو را نصیحت نمی کند و هر آنکه اهل آخرت باشد با تو همنشین و هم صحبت نمی شود. منصور می گوید به خدا سوگند امام جعفر صادق (علیه السلام) در این بیان خود، دنیا طلبان را از اهل آخرت برای من مشخص فرموده و راستی که او اهل آخرت است نه دنیا. 
بار دیگر امام صادق (علیه السلام) نزد منصور رفت در این دیدار خادم منصور دم در به امام (علیه السلام) گفت منصور فوق العاده درباره شما عصبانی است و می گوید تمام نخلستان هایشان را و داراییهایشان  را خواهم گرفت. امام (علیه السلام) وارد شد و منصور گفت: به خدا قسم قصد دارم نخل هایتان را ببرم و مال و داراییتان را بگیرم. امام صادق (علیه السلام) فرمود : ای امیر خداوند متعال ایوب را گرفتار ساخت و صبر پیشه ساخت و به داوود ناز و نعمت داد و او شکر و سپاسگذرای نمود و به یوسف قدرت و تمکن داد و او از گناه و خطای برادرانش در گذشت و تو از نسل انانی (در مسند ایشان نشسته ای) باید از آنان پیروی کنی منصور گفت راست فرمودی من شما را بخشیدم. و آنگاه امام (علیه السلام) اندکی عصبانی شد و فرمود: ای امیر کمی ارام باش این قدرت و و حکومت به دست آل ابی سفیان بود اما وقتی یزید حسین (علیه السلام) را شهید کرد حکومت از دستشان بیرون رفت و...  که در اینجا امام (علیه السلام) از در عذرخواهی وارد نشدند بلکه با یادآوری قتل های قبلی خواستند شر منصور را دفع کنند.

عدم پذیرش قیادت سیاسی و  مبارزه منفی با ( نافرمانی از اطاعت ستمگر)
در مورد عدم اجابت دعوت زید و دیگر قیام کنندگان علوی به نظر می رسد امام (علیه السلام) در آنان صرافت و صداقت و همفکری و و هم رایی کافی را مشاهده نکرده بودند و یا با روش آنان کاملا موافق نبوده است که مورد پسندشان قرار گیرد.  و یا گويا امام(عليه السلام) مايل نبود که  همه توان و سنگينى وجود خود را به يكباره و در قالب يك قيام در مبارزه بادستگاه اموى به مصرف برساند. هر چند که امام صادق(عليه السلام)  در موارد متعدد از عمويش زيد دفاع کرده و براى او طلب رحمت مى کرد و انگيزه ها و اهداف زيد را براى عموم شرح می داد که اين رفتار امام(عليه السلام) سبب شد تا مردم اين قيام را قسمتى از حرکت امام صادق(عليه السلام) به حساب آورند نه حرکتی بيرون از آن به خصوص که امام صادق(عليه السلام) با بعضى از کسانی که بر ضد قيام زيد تبليغات مى آردند مخالفت مى فرمودند.  و غیر از آن در میان پیروان راستین خویش که اقلیت را تشکیل می دادند استعداد لازم و زمینه لازم را مشاهده نکرده بودند که کفایت امور بنمایند.
روش مبارزه امام (علیه السلام)  مبارزه منفی با ستمگران و ظالمین بود. الفت و موانستی بین امام (علیه السلام) و و ستمگران وجود نداشت بلکه بین او و حکومت وقت برخورد اصولی و مکتبی حاکم بود نه حکومت می توانست تنازل کند و تن به ارای او دهد و محبت او را جلب کند و نه او علاقه برای چنین روابط و و محبت ها و دوستی ها داشت .
ایشان همیشه از مرافعه و بردن قضاوت و داد خواهی پیش حکام و داوران منصوب از ناحیه حکومت منع می کردند و مصوبات قضات و داوران را تایید نمی نمودند و فقهایی را که بر سر سفره آنان می نشستند را به شدت تقبیح می کردند  و می فرمودند: فقها امنا و افراد مورد اطمینان پیامبر هستند تا روزی که درب سلاطین نباشند، هنگامی که آنان را در موکب سلاطین و فرمانروایان جور و ظلم مشاهده کردید آنان را در دینشان مورد تهمت و اتهام قرار دهید که به اصول  آن اعتقاد و تعهد ندارند. 
همچنین ایشان بارها فرمان تخلف از دستورها و نظامات ستمگران را صادر کرده اند به عنوان مثال از عمر بن حنظله روایت نموده که گفت از امام صادق (علیه السلام) از دو مرد از اصحابمان که بین آنان درباره دین یا میراث نزاعی رخ داده بود و محاکمه را به نزد سلطان یا قاضی بردند و پرسش نمودم که آیا چنین کاری حلال و رواست؟ حضرت فرمود: کسی که در مورد حق یا باطلی محاکمه را به نزد آنان (حکام جور) ببرد، بی گمان محاکمه به نزد طاغوت برده، و آنچه به نفع او حکم شود، گرفتن آن حرام است، اگر چه حق برای وی ثابت باشد، چرا که آن را توسط حکم طاغوت باز پس گرفته است، در حالی که خداوند متعال دستور فرموده است که به آن کفر بورزند.خداوند فرموده است: «اینان می‌خواهند محاکمه به نزد طاغوت ببرند، با اینکه مامور شده‌اند که به آن کفر بورزند.» عرض کردم پس چه باید بکنند؟ فرمود: نظر کنند در میان شما آن کس که حدیث ما را روایت می‌کند و در حلال و حرام ما ابراز نظر می‌کند، و احکام ما را می‌شناسد، وی را به عنوان حکم قرار می‌دهند، چرا که من او را حاکم شما قرار دادم، پس آنگاه که به حکم ما حکم نمود و از وی نپذیرفتند بی گمان حکم خدا را سبک شمرده و به ما پشت کرده‌اند و کسی به ما پشت کند به خداوند پشت کرده و این در حد شرک به خداوند است.»  اینگونه حرکت های امام (علیه السلام) مدرک جامع فتوی و مرجعیت ولایت فقیه است که موقعیت امام (علیه السلام) را نشان می دهد.

ترویج فرهنگ انتظار در بین شیعیان خاص
امام صادق تفکر انقلابی اسلامی را که پادشاهان اموی حاضر به تحمل آن نبودند در میان مسلمانها رایج کرد. به طوری که در سراسر جهان اسلام امام خودش در مدینه بود، در حجاز، در عراق، در خراسان، در سیستان، در یمن، در مصر، در تمام آفاق وسیع اسلامی کسانی بودند که معتقد به امامت امام صادق (علیه السلام) بودند و علاقمند به آن حضرت بودند و اسلام را از دیدگاه امام صادق میشناختند و بس. اما امام صادق به این اکتفا نمیکرد.
ایشان در میان علاقه مندان خود یک تشکیلات پنهانی و کوچک از شیعیان مخلص و فداکار به وجود آورده بودند. آنهایی که اسرار امام صادق (علیه السلام) دست آنهاست، آنهایی که اگر آنها را میشناختند، با بدترین وضعی به شهادت میرساندند و در میان یاران امام صادق (علیه السلام) کسانی که با همین وضع، با شدت، در زیر شکنجه جان سپردند بدون این‌که حاضر باشند کلمه‌ای از اسرار امام صادق را بیان کنند. اینها آن جمع شیعیان خاص بودند، اصحاب نزدیک.
امام صادق (علیه السلام)  در رابطه‌ی با این جمع با کمال تقیه رفتار میکرد. دائما به آنها سفارش میکرد که اسرار او را برملا نکنند، افشا نکنند، حرفها را نزنند. بعضی خیال میکنند اسرار امام صادق که مثلا به معلی‌بن‌خنیس یا دیگران، میگوید آنها را نگویید، اینها اسرار الهی است. اسرار الهی را امام صادق چرا مخفی کند. اسرار الهی، احکام فقه، معارف گوناگون را امام صادق برملا میکرد، پخش میکرد، همه جا میگفت، اما یک چیزهایی هم بودند که آنها را نباید کسی بداند، آنها همان چیزهایی بودند که در دل شیعیان امام صادق، شیعیان نزدیک، این امید را به وجود آورده بود که امام صادق قائمی است که قیام خواهد کرد و حکومت علوی را و حکومت آل محمد را برقرار خواهد ساخت.
خارج کردن علم از دست غاصبان قدرت (نهضت علمی ) کار فرهنگی سیاسی امام (علیه السلام)
امام صادق (علیه السلام) ماهیت مبارزه‌اش یک ماهیت سیاسی بود، کار فرهنگی او هم کار سیاسی بود، وقتی امام صادق (علیه السلام) میگوید من امامم، یعنی رئیس جامعه، یعنی من همان کسی هستم که این خلیفه‌ی غاصب بی دین، جای مرا گرفته است. و امام صادق علیه‌السلام با گستردن بساط علمی و بیان فقه و معارف اسلامی و تفسیر قرآن به شیوه‌ای غیر از شیوه‌ی عالمان وابسته به حکومت، عملاً به معارضه‌ی با آن دستگاه برخاسته بود. آن حضرت بدین وسیله تمام تشکیلات مذهبی و فقاهت رسمی را -که یک ضلع مهم حکومت خلفا به شمار می‌آمد- تخطئه می‌کرد و دستگاه حکومت را از بُعد مذهبی‌اش تهیدست می‌ساخت.  و سران دستگاه خلافت به نقش مؤثر این مبارزه‌ی غیر مستقیم توجه می‌داشته‌اند. تهدیدها و فشارها و سختگیری‌های نامحدود منصور نسبت به فعالیت‌های آموزشی و فقهی امام که در بسی روایات تاریخی از آن یاد شده، از جمله ناشی از همین توجه و احساس بوده است؛ و نیز تأکید و اصرار فراوان وی بر گردآوردن فقهای معروف حجاز و عراق در مقر حکومت خود -که باز مضمون چندین روایت تاریخی است- از احساس همین نیاز نشأت می‌گرفته است. 

مدارا با مخالفان
  امام صادق عليه‏السلام در تفسير آيه «وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنا» (بقره: 83) فرمود: يعنى بايد به همه مردم، چه مؤمنان و چه مخالفان، سخن نيكو گفت. اما مؤمنان؛ بايد با آنان با گشاده‏رويى سخن گفت و اما مخالفان؛ بايد با آنان با مدارا و نرمش حرف زد تا ايشان را به ايمان جذب نمود و اين كار آسان‏ترين وجهى است كه مى‏توان بدان وسيله شرّ مخالفان را از خود و برادران مؤمن دفع نمود.
نيز آن حضرت فرمود: هر مرد يا زنى كه با بندگان خدا به بهترين وجه مدارا كند، به شرطى كه با مدارايش به باطلى نيفتد و از جاده حق منحرف نشود، خداوند نفس‏هاى او را تسبيح قرار خواهد داد و اعمال او را پاكيزه خواهد نمود و به او به خاطر صبر بر كتمان راز ما و تحمل خشم و هر آنچه از جانب مخالفان ما بر او وارد آمده، ثواب كسى خواهد داد كه در راه خدا به خون خويش درغلتيده است.
در زمان ایشان شيعيان بيشتر نمود دارند و اگر در زمان امامان پيشين، مخالفان تنها به خود ائمّه (عليهم‏السلام) توهين مى‏كردند و به آزارشان مى‏كوشيدند، از عصر امام صادق عليه‏السلام به بعد، به شيعيان و پيروان اهل‏بيت (عليهم‏السلام) بيش از خود ائمّه عليهم‏السلام آزار مى‏رساندند. به صورت طبيعى، وقتى پيروان اهل‏بيت عليهم‏السلام بيشتر مى‏شد، اصطكاك‏ها با مخالفان نيز افزون‏تر مى‏گرديد. از اين‏رو، امام صادق عليه‏السلام نه تنها خود با مخالفانش با مدارا رفتار مى‏كرد، بلكه از پيروانش ‏نيز مى‏خواست‏ اين‏گونه ‏رفتار كنند.
برقى با سند خود از ابن‏مسكان نقل مى‏كند: روزى امام صادق (عليه‏السلام) به من فرمود: چنين گمان مى‏كنم كه اگر كسى نزد تو به حضرت على عليه‏السلام ناسزا بگويد، اگر بتوانى بينى شخص را بخورى اين كار را خواهى كرد! گفتم: جانم به فدايت! آرى، به خدا سوگند كه من و خاندانم اين‏گونه هستيم. حضرت فرمود: «اين كار را نكن. گاه من از كسى مى‏شنوم كه به حضرت على عليه‏السلامناسزا مى‏گويد، در حالى كه ميان من و او تنها يك ستون فاصله است. من پشت آن ستون مخفى مى‏شوم و مشغول نماز مى‏گردم. هنگامى كه از نماز فارغ شدم، مى‏روم و از كنار آن مرد مى‏گذرم و به او دست مى‏دهم و سلام مى‏كنم. 
"نخبگان صالح" ایده اصلاح خاص امت
شرايط سياسى و تناقضاتى در زمان امام صادق(عليه السلام) و همچنين اضطراب و تشويش در علايم حياتى جامعه و نقش مخرّب جريانات فكرى و سياسى منحرف، ضمير و فكر و فرهنگ امّت را به انحراف کشانده بود. در رأس اين موج انحراف، سياست ستمگران اموى بوده است که مدّت نسبتاً زيادى هم به طول انجاميد که از یکی برنامه اصلاحى امام صادق(عليه السلام) روش اصلاح عام امّت توسّط آن حضرت  بود چنانکه احداث دانشگاه علمى يكى از حلقه هاى زنجيره اسلامى فراگير آن حضرت بوده است. امّا در حقيقت فعاليّت امام صادق(عليه السلام)، در ساخت دانشگاه و ساير فعاليّت هاى عمومى آن حضرت خلاصه نمی شد  چرا که آن حضرت بسيار خوب مى دانستند که بزرگترين هدف در آن شرايط حفظ دين اسلام است که اگر بر همين مقدار از فعاليّت بسنده شود، بسا که در معرض تعطيل و نابودى قرار بگيرد. پس بايد افردى از درون ساخته شده، شخصيّت آن ها شكل بگيرد و اين افراد در تمام عرصه هاى مملكت اسلامى پخش شده، تبديل به عوامل قوّت و بقاء و حفظ امّت و دفاع از مقدّسات گردند. از اينجا امام صادق(عليه السلام) به سمت ساختن گروه صالحان با هدف تغيير و اصلاح جامعه اسلامى بر طبق طرح اهل بيت(عليهم السلام) حرکت خود را آغاز کردند. چرا که وجود چنين جريانى باعث مى شد که بسيارى از اهداف و منافعى که امام(عليه السلام) در حرکت رسالتى خود سعى در تحقّق آن داشته اند به راحتى به دست آيد. اين جمعيّت صالح که اهل بيت(عليهم السلام) را ادامه داده اند. وجود آن ها گامى عملى در راه تحقّق طرح بزرگ اهل بيت(عليهم السلام) براى جامعه بود.

نتیجه:
امام صادق (علیه السلام) حدود چهار دهه از عمر با برکت خویش را در حکومت بنی امیه گذراندند. راهبرد امام صادق (علیه السلام) در پیشبرد امت اسلام تغییر رویکرد از مناقشات باز سیاسى به سمتِ تربیت علمى، فکرى، عقیدتى و اخلاقىِ امت اسلام  و تربیتى بود که بقاى خط اصیل اسلام را در دراز مدت تضمین می کرد. در این میان امام صادق (علیه السلام) از اصولی پیروی کردند تا حرکت علمی و فرهنگی خویش را پیش ببرند و در کنار آن مبارزه با حکومت طاغی و سرباز زدن از آن را در در اندیشه شیعیان و امت مسلمان تجدید کردند. ایشان در طول عمر با برکتشان اندوخته ای از روش مبازره که شامل فعالیت علمی و فرهنگی و سیاسی به یادگار گذاشتند و در این میان از تربیت امت غافل نشده و اصلاح عام و خاص مسلمانان را در دستور کار خود داشتند و از روش های مختلفی برای پیشبرد اهداف خود استفاده کردند که برخی از آنها عبارتند از: حکمت در کلام و روش برخورد امام صادق (علیه السلام) با حکومت و کارگزاران آن، عدم پذیرش قیادت سیاسی در کنار مبارزه منفی، ترویج فرهنگ انتظار در بین شیعیان خاص، مدارا با مخالفان و ایجاد نهضت علمی و این چنین امت اسلام دارای سرمایه ارزشمندی از تفکر جعفری گشت تا با به روز آمد کردن علم دین و بهبود روش های مبارزه و چند جانبه نگری در طول مسیر خود بتواند در مسیر تعالی و رشد الهی حرکت کند و سرمایه فکری و انسانی خود را بهبود و افزایش دهد تا بتواند همیشه پویا و کار آمد باشد.


پی نوشت ها:
  قائمی، علی، در مکتب احیاگر تشیع حضرت امام جعفر صادق علیه السلام السلام، انتشارات امیری، 1377، ص 33
  مظفر ، محمد حسین، صفحاتی از زندگی امام جعفر صادق علیه السلام ،ترجمه سید ابراهیم سید علوی، 1367، انتشارات رسالت قلم، ص 191
   شبلنجی ، نورالابصار فی مناقب آل النبی المختار ، ص 141
   بهاءالدین علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة ، ج دو،  ص 420
   کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی ، ج 2 ، ص 563
  عقیقی بخشایشی ، امام جعفر صادق علیه السلام، پیشوا و رییس مذهب، دفتر نشر نوید اسلام، ص 21 تا 26
   حکیم، سید منذر و موسوی، سید عبدالرحیم ، پيشواى مذهب حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام)، ترجمه کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل بیت علیه السلام ص 73 و 75
   عقیقی بخشایشی ، امام جعفر صادق علیه السلام، پیشوا و رییس مذهب، دفتر نشر نوید اسلام، ص 21 تا 26
   ابوزهره، محمد، الامام الصادق، دارالفکر عربی، ج5-6- ص 66
   کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی)، ج‏1، ص67
    عقیقی بخشایشی ، امام جعفر صادق علیه السلام، پیشوا و رییس مذهب، دفتر نشر نوید اسلام ص 27
   خامنه ای ، سید علی ، بیانات در مورخ ۱۳۶۲/۰۵/۱۴، به نقل از سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)
    خامنه‌ای، سید علی، ۱۳۸۶، ‌ پیشوای صادق، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 79 و 80
    خامنه‌ای، سید علی، ۱۳۸۶، ‌ پیشوای صادق، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 80
   تفسير منسوب امام حسن عسكرى، ص 353؛ محمّدباقر مجلسى، همان، ج 72، ص 401؛ ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 9، ص 36.
  همان
   مقاله مدارا با مخالفان در سنت و سيره پيشوايان معصوم عليهم‏ السلام، مجله معرفت، سال نوزدهم ـ شماره 156 ـ آذر 1389، 31ـ44 ، سيدمحمد احسانى
   احمدبن محمد خالد برقى، المحاسن، ج 1، ص 313
   حکیم، سید منذر و موسوی، سید عبدالرحیم ، پيشواى مذهب حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام)، ترجمه کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل بیت علیه السلام ص 132

منابع :
1.احمدبن محمد خالد برقى، المحاسن
2.بهاءالدین علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة
3.حکیم، سید منذر و موسوی، سید عبدالرحیم ، پيشواى مذهب حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام)، ترجمه کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل بیت علیه السلام      ابوزهره، محمد، الامام الصادق، دارالفکر عربی
4.خامنه ای ، سید علی ، بیانات ، به نقل از سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)
5.خامنه‌ای، سید علی،  پیشوای صادق، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی
6.شبلنجی ، نورالابصار فی مناقب آل النبی المختار
7.عقیقی بخشایشی ، امام جعفر صادق علیه السلام، پیشوا و رییس مذهب، دفتر نشر نوید اسلام
8.قائمی، علی، در مکتب احیاگر تشیع حضرت امام جعفر صادق علیه السلام السلام، انتشارات امیری
9.کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی
10.مجله معرفت، سال نوزدهم ـ شماره 156 ـ آذر 1389، 31ـ44 ،  مقاله مدارا با مخالفان در سنت و سيره پيشوايان معصوم عليهم‏ السلام، سيدمحمد احسانى
11.مظفر ، محمد حسین، صفحاتی از زندگی امام جعفر صادق علیه السلام ،ترجمه سید ابراهیم سید علوی، انتشارات رسالت قلم
12.ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل

منبع :
تازه های نشر