العربي | فارسي| English

صفحه نخست | اخبار | مقالات | گفتگو | آثارمعاونت | تماس باما | پست الكترونيكي

 
دو شنبه 3 مهر 1396  |   3 محرم 1439

 

...
شماره : 1541 تعداد بازدید : 85


علل تقیه و جایگاه آن در سیره امام صادق (علیه السلام)

مجید بابایی
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

اکثر روایات شیعه از زبان امام صادق علیه السلام صادر شده است. همچنین دوره امامت آن حضرت یکی از طولانی ترین دوران های امامت ائمه علیهم السلام به شمار می رود.
به سبب شرایطی که در دوره امام صادق (علیه السلام) وجود داشت؛ عواملی باعث صدور روایات تقیه ای از آن حضرت شدکه این عوامل عبارت اند از:
1.تقیه از حکومت در دوران هشام و منصور.
2.پراکندگی اصحاب آن حضرت از جهت مذهب
3.حفظ جان اصحاب خود.
4.شکاک بودن بعضی از اصحاب.
علت فراوانی این روایات را تنها دربعد سیاسی، می توان معلول فشارهای سهمگین حکومت های مرکزی در دوران اول و سوم و تا حدودی دوره دوم امامت آن حضرت دانست.
رشد روایات در بخش های دیگر را نیز می توان در عللی همچون:
1. طولانی بودن دوران امامت ایشان،
2. توفیق فراوان آن حضرت در نشر معارف و احکام اسلام،
3. از سوی دیگر، اختلاف مذهب داشتن چهار هزار شاگرد و راوی از آن حضرت،
4. شدت اختلاط اقلیت شیعیان با اکثریت اهل سنت که افراد متعصب فراوانی را در خود جای داده بود جست و جو نمود(1)
همچنین فعالیت شدید غالیان که در این دوره به نقطه اوج خود رسیده بودند و بهره برداری آنان از شخصیت و روایات ائمه علیهم السلام را نیز نباید از نظر دور داشت. این امر موجب می شد امام از اصحاب خود بخواهد معارق بلند شیعه را در دسترس همگان قرار ندهند و در بیان آنها تقیه نمایند. (2) اینک به بررسی مواردی از روایات امام صادق (علیه السلام) در این زمینه می پردازیم:

تقیه سیاسی
مواردی از تقیه سیاسی در سیره امام صادق علیه السلام و یارانش را می توان این گونه برشمرد:
1.پوشیدن لباس سیاه در فقه شیعه مکروه است، اما این لباس در زمان قیام عباسیان و پس از آن، به صورت شعار آنان درآمد و لذا در تاریخ با عنوان «مسوده» (سیاه جامگان) معروف شدند. در روایتی آمده است هنگامی که امام صادق علیه السلام در «حیره» به سر می برد، فرستاده ابوالعباس سفاح برای او لباس بارانی فرستاد که یک طرف آن سفید و طرف دیگر آن سیاه بود. امام علیه السلام آن را پوشید و فرمود: «اما انی البسه و انا اعلم انه لباس اهل النار (3)؛ من آن را می پوشم در حالی که می دانم لباس اهل آتش است.» در روایت دیگری به همین مضمون چنین وارد شده است که امام علیه السلام حتی آستر و پنبه لباس های خود را سیاه کرده بود(4)
2.امام صادق علیه السلام در حدیثی می فرمایند:
کلما تقارب هذا الأمر کان أشد للتقیه؛ هرچه به این امر نزدیک تر می شویم، تقیه شدیدتر می گردد (5)
علامه مجلسی هذاالأمر را به «خروج قائم علیه السلام» تفسیر کرده است. اما شاید بتوان آن را به قصد امام علیه السلام برای قیام و نزدیک شدن زمان آن نیز تفسیر نمود که البته به علت دگرگونی شرایط محقق نشد.

تقیه اجتماعی
در زمان امام صادق علیه السلام تقیه اجتماعی نیز ابعاد گسترده تری می یابد و با بررسی سیره امام صادق (علیه السلام)و اصحاب او، به موارد فراوانی از این نوع تقیه برخورد می کنیم. از جمله درباره آن حضرت داستانی بیان شده است، بدین گونه که: آن حضرت هنگام شنیدن دشنام به علی علیه السلام از بعضی از مخالفان، خود را در پشت ستون مخفی کرده و پس از تمام شدن دشنام، به نزد آن مخالف آمده و به وی سلام کرده و با او مصافحه نمود.
در روایات فراوانی آن حضرت دستور تقیه اجتماعی را برای اصحاب و یاران خود صادر می فرماید که به چند مورد آن اشاره می نماییم:
1. کظم الغیظ عن العدو فی دولاتهم تقیه حزم لمن اخذ بها و تحرز من التعرض للبلاء فی الدنیا؛ فرو بردن خشم از دشمن در زمان حکومت آنها به جهت تقیه، احتیاط است برای کسی که آن را عمل کند و دوری جستن از بلا در دنیا می باشد(6)
2. امام صادق علیه السلام در حدیثی ضمن تفسیر آیه ای از قرآن چنین می فرماید: « «قولوا للناس حسناً»، ای للناس کلهم مؤمنهم و مخالفهم، اما المؤمنون فیبسط لهم وجهه و اما المخالفون فیکلمهم بالمداراه لاجتذابهم الی الایمان فانه بأیسر من ذلک یکف شرورهم عن نفسه و عن اخوانه المؤمنین؛ این که خداوند می فرماید: «با مردم به نیکویی سخن گویید.» یعنی با همه مردم چه مؤمنان و چه مخالفان. اما با مؤمنان با گشاده رویی برخورد می کند و با مخالفان با مدارا، تا آنها را به ایمان جذب نماید، که به آسان تر از این می توان شرور آنها را از خود و از برادران مؤمنش دفع کند
3.نیز می فرماید: «ان مداراه اعداءالله من افضل صدقه المرء علی نفسه و اخوانه؛ مدارا با دشمنان خدا از برترین صدقه های انسان برای حفظ خود و برادرانش می باشد.
4.امام صادق علیه السلام در روایتی مفصل، در بیان فرق بین حکومت بنی امیه و امامت ائمه علیهم السلام می فرماید: «ان اماره بنی امیه کانت بالسیف و العسف و الجور و ان امامتنا بالرفق و التألف و الوقار و التقیه و حُسن الخلطه والورع و الاجتهاد فرغبوا الناس فی دینکم و فیما انتم فیه؛ حکومت بنی امیه با شمشیر، ظلم و جور سربا بود و اما امامت ما با نرمی، الفت با همدیگر، وقار، تقیه، خوش برخوردی، برهیزکاری و اجتهاد همراه است. پس مردم را در دینتان و در آنچه شما برآنید (امامت و ولایت)، تشویق کنید.

پی نوشت ها
[1] الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 179.
[2] ر.ک: غالیان، کاوشی در جریان ها و برآیندها، نعمت الله صفری.
[3] وسائل الشیعه، چ 3، ص 279، ح 6.
[4] همان، ص 280، ح 9.
[5] بحارالانوار، ج 75، ص 434، ح 97.
[6] بحارالانوار، ج 75، ص 411، ح 61.

منبع :
تازه های نشر