العربي | فارسي| English

صفحه نخست | اخبار | مقالات | گفتگو | آثارمعاونت | تماس باما | پست الكترونيكي

 
دو شنبه 3 مهر 1396  |   3 محرم 1439

 

...
شماره : 1538 تعداد بازدید : 91


آشنایی با شیوه های تبلیغی پیامبر اکرم(ص)



حجت الاسلام اذن الله خدایی

پیشگفتار
هر مکتبی پیامی برای جامعه دارد و مردم را به پذیرش آن فرامی خواند و در این جهت از روش های ویژه ای بهره می جوید که با اهداف اصلی آن مکتب وابسته است. تمامی پیامبران از حضرت آدم (ع) تا منجی بشریت حضرت خاتم(ص) از جانب خداوند مبعوث شدند تا انسان را از ظلمت و جهل به نور علم و هدایت و از تنگنای طبیعت به وادی بی انتهای معنویت و از ظلم و شقاوت به عدل وکرامت و از پرستش بت ها به عبادت خدا و از اطاعت اغیار و اشراربه استجابت اولیا و رسولان رهنمون شوند.
پیام الهی پیامبران با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی جوامع بر سه محور توحید، نبوت و معاد پایه گذاری شده است. وجه تمایز این دعوت ها در کیفیت بیان آن محورها و تبیین مسائل فرعی مطابق فهم و شعور مردم است.
گرچه روش تبلیغی هر یک از پیامبران دارای ارزش ویژه خود است، اما در این نوشتار تنها به شیوه های تبلیغی پیامبر خاتم (ص) خواهیم پرداخت.

عرب پیش از اسلام
در آغاز به طور اختصار وضع جهان عرب و وقایع تاریخی و اجتماعی عرب جاهلیت را از نظر می گذرانیم.
جملات کوتاه و گهربار امیرالمؤمنین(ع) تا حدودی روشنگر اخلاق و روحیات جامعه عرب پیش از اسلام و شاهد زنده ای بر انحطاط فکری و فساد اخلاقی آنان است. (1)
ایشان می فرمایند: خداوند، محمد(ص) را بیم دهنده جهانیان و امین وحی و کتاب خودمبعوث کرد و شما گروه عرب در بدترین آیین و پست ترین جاها به سر می بردید. در میان سنگلاخ ها و مارها اقامت داشتید، آب های لجن آلود می آشامیدید و غذاهای خشن (مانند آرد هسته خرما وسوسمار) می خوردید و خون یکدیگر را می ریختید. و از خویشاوندان دوری می کردید. بت ها در میان شما برپا بود و از گناهان اجتناب نمی کردید. (2)
قرآن نیز این موضوع را گوشزد و می فرماید: «و کنتم علی شفا حفره من النار فانقذکم منها» (3)
جریان «اسعدبن زراره » نیز می تواند روشن گر بسیاری از نقاطزندگی مردم حجاز باشد.(4)
رسول گرامی(ص) در پاسخ به پرسش او دوآیه زیر را تلاوت فرمودند. دقت در معنای این آیات به خوبی وضع آن دوران را روشن می سازد. «قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم الا تشرکوا به شیئا وبالوالدین احسانا ولا تقتلوا اولادکم من املاق نحن نرزقکم وایاهم ولا تقربوا الفواحش ما ظهر منها و ما بطن ولا تقتلواالنفس التی حرم الله الا بالحق ذلکم وصاکم به لعلکم تعقلون ولاتقربوا مال الیتیم الا بالتی هی احسن حتی یبلغ اشده و اوفواالکیل والمیزان بالقسط لا نکلف نفسا الا وسعها و اذا قلتم فاعدلوا و لو کان ذا قربی و بعهد الله اوفوا ذلکم وصیکم به لعلکم تتقون» (5)
مضمون های این دو آیه گواه بر این است که تمامی این خصلت های ناروا دامن گیر توده عرب بود و برای همین جهت رسول خدا(ص) نخست این دو آیه را تلاوت کرد تا اهداف رسالتش معلوم شود.(6)
تفکر اعراب درباره خداوند و معاد بسیار خرافی و افسانه پرستی بسیار رایج بود. زن ضعیف بود و تحقیر و مظلوم واقع می شد.
آنان قبایلی پراکنده و ملتی خموش و راکد بودند. (7)
نه از علم ومذهب در بین آنان نشانی بود (8) و نه از سواد بهره ای برده بودند. (9)
در چنین جامعه ای پیامبر گرامی اسلام(ص) مبعوث گشت. او عرب را ازتاریکی ها به سوی نور هدایت کرد. و از آنان امتی پدید آورد که از گمنامی به سوی شهرت و از سستی به سوی بیداری و از پستی به سوی فراز رفتند. و هنوز یک قرن نگذشته بود که یک پای در هند و یک پای دیگر در اندلس نهادند. (10)

عوامل موفقیت تبلیغی پیامبر(ص)
قبل از بررسی روش های تبلیغ، به شناسایی عواملی که موجب توفیق پیامبر گرامی اسلام(ص) شد، می پردازیم:
اولین رکن مهم در تبلیغ پیامبر(ص) ویژگی های برتر پیام ایشان بود.

معارف برتر
اگر محتوای پیام رسول خدا(ص) دارای این ویژگی ها نبود، حتی درصورت وجود زمینه مساعد، تبلیغ یک تلاش کور و بی حاصل بود.

این ویژگی ها عبارتند از:
اول: قابلیت اثبات و استدلال
پیامبر(ص) پیام خویش را با منطق و استدلال بیان می فرمود. معارف دینی زمینه پذیرش عقلی داشت و ابهام ها و تاریکی ها را از اذهان می زدود.
دوم: هم سویی با احساسات عالی
اقناع احساسات متعالی از سوی اسلام موجب شد تا افراد به سهولت در راه هدف های مکتب فداکاری کنند و جان هایشان را ضامن اجرای احکام مکتب قرار دهند.
سوم: هماهنگی با نیازهای بشر
هماهنگی معارف دینی با نیازهای فطری و طبیعی بشر باعث شد تانه تنها وحی آسمانی را عقل ها بپذیرند، بلکه در عمق روح بشر هم رسوخ کند هم چنان که قرآن می فرماید: (و یخرون للاذقان یبکون ویزیدهم خشوعا. (11)

شناخت دقیق و همه جانبه مخاطبین
از اصول مهم تربیتی واقع بینی است. در هر تبلیغ کارآمد در آغازباید ویژگی های مخاطب را به خوبی شناخت. آن گاه با رفع موانع وبه کارگیری عوامل مؤثر و مراقبت مستمر زمینه پیشرفت معارف دینی را فراهم آورد.
پیامبر گرامی(ص) در میان عرب رشد و نمو کرده، با اوضاع جامعه آشنا و از معیارها و امور مورد توجه آن ها باخبر بود.
همین امر باعث شد تا پیامبر(ص) بتواند زمینه مناسب بیان مطالب خود را مهیا کنند.
در این جا به پاره ای از روش هایی که پیامبر(ص) به کار بست تابتواند در مخاطب زمینه مساعدی به وجود آورد، اشاره می‌شود.

مهمترین آن ها عبارتند از:
اول: شناخت ظرفیت مخاطبین و آمادگی مخاطبین
باید دانست که همه مخاطبین از آن چنان ظرفیتی برخوردار نیستندکه در وهله نخست به دعوت، پاسخ مثبت دهند. پیامبر نیز با توجه به همین نکته اقدام به تبلیغ فرمود. اذیت و آزارهای فراوان رابه جان خرید و از دعوت به اسلام دست بر نداشت. (12)
همچنین افراداز ظرفیت ها و استعدادهای متفاوتی بهره مندند. لذا پیامبرگرامی(ص) با عنایت کامل به میزان پذیرش و استعداد هر فرد، دعوت خود را ابلاغ می فرمودند. تبلیغی که از انعطاف برخوردار نباشد، ناکارآمد و خستگی آور است. پیامبر گرامی در این باره می فرمایند: «امرنا معاشر الانبیاء ان نکلم الناس بقدر عقولهم. (13)
دوم: ارتباط سازنده با همه اقشار و جاذبه قوی
حضرت رسول(ص) با اقشار و همه گروه های سنی ارتباط داشت. دعوت پیامبر(ص) پیر و جوان، زن و مرد، فقیر و غنی، باسواد وبی سواد، را شامل می شد.
قرآن در این باره می فرماید:
رحمه للعالمین (14)
هدی للناس (15)
کافه للناس (16)
للعالمین نذیرا (17)
سوم: استفاده از روش های مناسب
روش هدایت پیامبر(ص) برای همه گروه ها و طبقات یکسان نبوده وهر گروه یا فردی را به شیوه ای خاص دعوت می فرمود. گاه فردی با یک جرقه هدایت می شد و گاه موج و تلاطمی شدید برای دعوت، ضرورت داشت. برای دعوت اهل کتاب، بر مشترکات تاکید و کافران را به تفکر و تامل و خردورزی دعوت می فرمود.
چهارم: توجه به نیازهای بشری، زمینه مناسب ابلاغ
هر فرد آن هنگام تعادل و توازن خویش را باز می یابد که نیازهای جسمی و روحی او تامین شده باشد.
قرآن می فرماید: «فلیعبدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و امنهم من خوف» (18)
این آیه شاهد بر این مطلب است که خداوند با عنایت به رفع دو نیاز طبیعی بشر امر به پرستش می‌کند در متون اسلامی نیز این نکته مورد توجه قرار گرفته است. امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: «ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادبارا فاتوها من قبل شهوتها و اقبالها فان القلب اذا اکره عمی؛ قلب آدمی دارای (دو حالت) در میل و رغبت و اکراه و تنفر است. از در میل و رغبت آن وارد شوید چرا که روح و روان آدمی وقتی چیزی را ناخوش دارد نابینا می‌شود.» (19)

ویژگی های مبلغ
ویژگی های فردی پیامبر(ص)
از مهم ترین عوامل توفیق حضرت به شمارمی آید. هیچ تبلیغی بالاتر از شایستگی مبلغ و عمل به گفتار خود نیست.
امام صادق(ع) در روایتی شرایطی را که برای پیشبرد هر کاری واز جمله تبلیغ دین است را چنین بر می شمارد.
«فاذا اجتمعت النیه والقدره و التوفیق و الاصابه و هنالک تمت السعاده؛ هنگامی که نیت و قدرت و توفیق و صائب بودن در عملی جمع شدند، سعادت و وصول به هدف حاصل شده است.» (20)
اگر چه این ویژگی ها تمام و کمال در پیامبر(ص) بوده است، برای آشنایی کامل شرح بیشتری را می آوریم.

آگاهی و تبلیغ عالمانه
پیامبر(ص) برای تبلیغ اسلام وحی الهی را می شناخت و به تمام زوایای آن آگاهی داشت. بدون تکیه بر این و آن، سخنانش رامی گفت و هیچ گاه از ظن و گمان های پوچ پیروی نمی کرد. قرآن نیزمی فرماید:« ولا تقف ما لیس لک به علم» (21)
و قرآن گواه صدق و درستی گفتار را برهان و دلیل می داند ومی فرماید: «قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین» (22)
امیرالمؤمنین علی(ع) در این باره می فرماید: «علیکم بالدرایات لا بالروایات ». (23) آیت و بینش و دقت را فرا روی خود قرار دهید نه نقل قول های بررسی نشده را» (23)

باور و ایمان مبلغ
آن چه در تمام مراحل تبلیغ مدد کار حضرت بود، باور قلبی او به هدفش بود. بالاترین عامل توفیق تبلیغی پیامبر(ص) استقامت وپشتکار او است که از ایمان و باور او به هدف مقدسش نشات گرفته
است.

عمل به گفتار
پیامبر(ص) همواره، بیش از همه به دستورات دینی که آن را ابلاغ می فرمود، عمل می کرد. با این روش هم اطمینان و اعتماد مخاطب راجلب می کرد و هم ثابت می‌نمود که عمل به دستورات دینی کار مشکلی نیست.
علاوه بر این اگر سخن از فردی عامل باشد بر قلب و جان اثرمی گذارد. هم چنان که فرموده اند: «ان الکلام اذا خرج من القلب دخل فی القلب و اذا خرج من اللسان لم یتجاوز الاذان».

مدارا و ملایمت در ابلاغ
یکی از عواملی که پیامبر را موفق کرد خلق نیکو و رفتار پر ازعطوفت آن حضرت بود. ایشان پیام را با نرمی و مدارا تبلیغ می کرد، لذا جاذبه و کشش بیشتری در میان مخاطبان داشت. قرآن دراین باره می فرماید: «فبما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک» (24)
در جایی که اساس و مبانی دین ثابت است، نرمش می تواند در موفقیت تبلیغ مؤثر باشد. به همین جهت وقتی پیامبر(ص)، امیر مومنان(ع) و معاذ را برای تبلیغ به یمن روانه می سازد می فرماید: «انطلقا فبشرا ولا تنفرا و یسرا ولا تعسرا» (25) مردم را مژده و بشارت دهید و آن ها را از خود مرانید، بر آن ها سهل و آسان بگیرید نه سخت و دشوار.
و حضرت صادق(ع) نیز می فرماید: «فرغبوا الناس فی دینکم؛ مردم را در دین و عقاید خود ترغیب و تشویق نمایید» (26)

خیرخواهی برای مردم
قرآن شریف در وصف پیامبر(ص) می فرماید: «لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رئوف رحیم» (27)

تواضع
خداوند در اولین دستور برای آشکار کردن دعوت به پیامبر(ص)می فرماید: «و انذر عشیرتک الاقربین و اخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین؛ نخست خویشاوندان نزدیک را انذار کن، آن گاه پر و بال رحمت را بر تمام پیروان با ایمانت به تواضع بگستران » (28)
این فروتنی و عدم ابراز انانیت و منیت از روش های مهم تبلیغی پیامبر محسوب می‌شود.

ابلاغ مرحله ای و گام به گام
اگر پیامبر(ص) تمام مطالب را یک باره با مخاطبین خود در میان می گذاشت هرگز نمی توانست انتظار نتیجه ای داشته باشد. ایشان همواره می فرمودند که نمی توان در وهله نخست تکالیف بزرگ را بردوش مخاطبین نهاد. حتی دستورات شرعی هم به تدریج ابلاغ شده چنان که فرمودند: «یا علی ان هذا الدین متین فاوعل فیه برفق و... ان المنبت لاظهرا ابقی ولا ارضا قطع؛ ای علی، این دین، دین متینی است پس در آن به آرامی وارد شو،و بدان، کسی که افراط و زیاده روی کند نه راهی را می پیماید نه پشتی برای خود باقی می گذارد»

پشتکار و اراده
پیامبر(ص) پس از آن که پیام توحید خویش را به گوش مردم رساندهیچ گونه سازشی در این مسیر را روا ندانست.
استقامت و تداوم آموزش و نظارت مستمر باعث موفقیت پیامبر(ص)شد. او در تمام لحظات زندگانی لحظه ای از تاکید بر رسالت خویش غافل نشد.

صبر و سعه صدر
آن چه باعث شد تا پیام نبی اکرم(ص) نفوذ بیشتری داشته باشد، سعه صدر ایشان بود. پیامبر(ص) بسیاری از راه ها را با نیروی صبر پیمود و در راه تبلیغ از حربه صبر و استقامت بهره برد.
خدای متعال در قرآن می فرماید: «لتبلون فی اموالکم و انفسکم و لتسمعن من الذین اوتواالکتاب من قبلکم و من الذین اشرکوا اذی کثیرا و ان تصبروا و تتقوافان ذلک من عزم الا مور؛ یقیناً شما با مال و جان آزمایش خواهید شد. و از کسانی که پیش از شما کتاب آسمانی بر آن ها نازل شد و از مشرکان زخم زبان خواهید شنید، و اگر صبر و تقوا پیشه کنید، یقیناً چنین چیزی سبب قوت اراده در کارها است.» (29)
در تمام مواردی که قرآن دعوت به صبر فرموده است، درباره دین بوده است.

ویژگی های سلبی پیامبر(ص)
دوری از تکلف:
پیامبر(ص) در راه رساندن وحی الهی از هر گونه تکلفی به دوربود. همین امر باعث می شد تا فهم مطالب بر مردم آسان گشته، باآغوش باز پذیرای مسائل دین باشند، ایشان در این باره می فرمودند: «نحن معاشر الانبیاء و الاولیاء براء من التکلف؛ ما گروه پیامبران از تکلف به دور هستیم » (30)

پرهیز از تعصبات قومی و فامیلی
یکی از ویژگی های پیامبر(ص) در تبلیغ دین، این بود که در قیدگرایش های خویشی و گروهی و قومی اسیر نگشت. همین آزادگی از وابستگی ها باعث شد تا نبی اکرم(ص) بتواند حقیقت را آن طور که شایسته است به گوش مخاطبان برساند. (31)

پرهیز از شتابزدگی
از اصول مهمی که پیامبر(ص) در دوران بیست و سه ساله تبلیغش رعایت می فرمود، این بود که هرگز کاری را بدون طرح و ارزیابی دقیق انجام نمی داد. بلکه با دقت و ژرف اندیشی، موقعیت و امکانات را سنجیده آنگاه به آن کار اقدام می‌نمود. صلح حدیبیه یکی از این موارد بود که نتایج بسیار پرارزشی را به دنبال داشت.

عوامل بیرونی توفیق تبلیغی پیامبر(ص)
پیامبر(ص) با شناخت روحیات مخاطبین خود شیوه های گوناگونی برای تبلیغ داشت که آن را ارائه می داد. بعضی از این شیوه ها عبارتند از:

حکمت
برخی افراد دارای روحیه ای منطقی هستند و مسائل را جز از راه برهان و استدلال و فکر نمی پذیرند اینان را نمی توان با انگیزش ویا مهار احساسات به راه آورد. پیامبر(ص) نیز چنین شیوه ای رادر بعضی موارد به کار می بست. قرآن نیز روش دعوت پیامبر(ص) را این چنین معرفی می فرماید: «هوالذی بعث فی الا میین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین.(32)

موعظه
یکی از راه های دعوت و جلب قلوب، استفاده از موعظه است.
پیامبر(ص) برای جذب افرادی که دارای احساسات و عواطفی جوشان بودند و همچنین بیداری عمومی از موعظه بهره می بردند.
امیرالمؤمنین علی(ع) در تعریف موعظه می فرمایند: «المواعظ صقال النفوس و جلاء القلوب » (33)
«ثمره الوعظ الانتباه » (34)
مواعظ پیامبر(ص) عمدتاً در باره تقوا، زهد، دنیا، طول امل،هوای نفس، عبرت از گذشته، مرگ و قیامت و... بوده است.

تفاوت موعظه و حکمت
حکمت، تعلیم و موعظه تذکار است. حکمت برای آگاهی و موعظه برای بیداری است. حکمت مبارزه با جهل و موعظه مبارزه با غفلت است.
سر و کار حکمت با عقل و فکر است و سر و کار موعظه با دل وعاطفه است. حکمت یاد می دهد و موعظه یادآوری می‌کند. حکمت بر موجودی ذهن می افزاید و موعظه ذهن را برای بهره برداری از موجودی خود آماده می‌کند، حکمت چراغ و موعظه باز کردن چشم است، حکمت برای اندیشیدن است و موعظه برای به خود آمدن.
حکمت زبان عقل است و موعظه پیام روح (35)

استفاده از ابزار اقناعی در تبلیغ
سخت ترین مرحله در دوران تبلیغ پیامبر(ص) تغییر و تصرف درعقیده عرب ها و مشرکان بود. زیرا آنان افرادی غالباً متعصب و بعضاً عنود بودند.
امام صادق(ع) نیز با توجه به همین نکته می فرماید: «ازاله الجبال اهون من ازاله القلب عن موضعه؛ حرکت دادن کوه ها از برطرف کردن باورهای قلبی افراد آسان تر است. » (36)
پیامبر(ص) برای کسب موفقیت در امر تبلیغ مواردی چند رارعایت می فرمود:

احترام به آزادی
از آن جا که نمی توان باور و عقیده را با زور و اکراه منتقل کرد، باید تبلیغ در جوی آرام و آزاد باشد و مخالف، فرصت اظهارعقیده را داشته باشد. پیامبر(ص) نیز این نکته را رعایت می فرمود.
قرآن هم در این باره می فرماید: «لست علیهم بمصیطر» (37)
«لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی» (38)

احترام به شخصیت
پیامبر(ص) حتی اگر ناچار به مجادله بود اما همیشه از مشاجره و کوچک شمردن مخاطب احتراز می فرمود. هرگز در اولین برخورد باور افراد را تمسخر نمی کرد.
امیرمومنان(ع) نیز می فرماید: «الافراط فی الملامه یشب میزان اللجاج؛ افراط و زیاده روی در سرزنش موجب شعله ور شدن آتش عناد می‌شود.» (39)
قرآن کریم نیز در باره این نکته روانی و اخلاقی می فرماید: «و قل لهم فی انفسهم قولا بلیغا» (40)
بعضی از تفاسیر آیه را این گونه معنا می‌کنند: «در خلوت و تنهایی با آنان گفتاری رسا و مؤثر بگو» (41)

تفاهم و تکیه بر مشترکات
پیامبر(ص) در سراسر دوران تبلیغ خویش بحث را از جایی که موردپذیرش طرف مقابل بود آغاز می کرد. این شیوه سازنده به‌ویژه درمواجه با اهل کتاب به کار گرفته می شد.

بهره گیری از خطابه
یکی از ابزاری که پیامبر(ص) در تبلیغ معارف دینی و بیداری مردم از آن بهره برداری می کرد، خطابه است.
شهید بزرگوار آیه الله مطهری(ره) در باره خطابه و موعظه چنین گفته اند: «سر و کار خطابه نیز با احساسات است اما خطابه برای تهییج و بی تاب کردن احساسات است و موعظه برای رام کردن و تحت سلطه درآوردن.
خطابه آن جا به کار می آید که احساسات خمود و راکد است و موعظه آن جا ضرورت پیدا می‌کند که شهوات و احساسات خودسرانه عمل می‌کند، خطابه احساسات غیرت و حمیت و سلحشوری و عصبیت و شرافت و کرامت و خدمت را به جوش می آورد و پشت سر خود جنبش و حرکت ایجاد می‌کند. اما موعظه جوشش ها و هیجان های بی جا را خاموش می‌کند. خطابه زمام کار را از دست حساب گری های عقل خارج می‌کند وبه دست توفان احساسات می سپرد. اما موعظه توفان ها را فرومی نشاند و زمینه را برای حساب گری و دوراندیشی فراهم می‌کند.
خطابه به بیرون می کشد و موعظه به درون می برد» (42)
روش ها و وسایل تبلیغی
هم چنان که اشاره شد، پیامبر(ص) همواره با عنایت به توانایی وظرفیت افراد و گام به گام معارف را ابلاغ می فرمود و خود اولین عامل به این معارف بود. ایشان برای استقرار و رسوخ معارف در جان پیروان، تعالیم خود را بارها تکرار می فرمود.
حضرت بیانی فصیح و بلیغ داشتند و معارف دینی را «ابلاغ مبین »می کرد و با پرهیز از پرگویی کلام، نیازهای مخاطب را در نظرمی گرفت و در هر موقعیت و فرصت مناسبی، مطالبی را که همواره تازه و جذاب بود، بیان می فرمودند. داستان های واقعی قرآن که علاوه بر جذابیت، فوق العاده درس آموز و عبرت برانگیز است، نیزیکی از وسایل تبلیغی بود که معارف را غیر مستقیم به مخاطب می رساند.
پیامبر(ص) به‌عنوان بزرگ مبلغ اسلام، همواره ارتباط فردی خودرا با مخاطبین حفظ می فرمود و در کنار آن به ارتباط جمعی که دربرپایی شعایر دینی از قبیل نماز جمعه و جماعت و مراسم حج و... نمود می یافت، اهتمام فراوان می داد.

پی نوشت ها:
1.برای آگاهی بیشتر، رجوع کنید به مروج الذهب، مقدمه ابن خلدون، اسلام و جاهلیت و تاریخ تمدن اسلام و عرب.
2. نهج البلاغه، خطبه 26.
3. آل عمران (3):103.
4.مراجعه شود به فروغ ابدیت.
5. انعام (6):153 و 151.
6.اعلام الوری 35-40، و نیز «بحارالانوار» ج 19، ص 8-11.
7.توماس کار لایل.
8. مورخ نامی غرب (مسیورنان)
9. فتوح البلدان، ابوالحسن بلاذری، صص 457 و 459.
10.نقشه های استعمار در راه مبارزه با اسلام ص 38.
11. اسرا (17):107.
12.فروغ ابدیت، ص 277.
13.الحیاه، ج 1، ص 146، رجال کشی، ص 488.
14.انبیا
(21):107.
15.بقره(2): 185.
16.سبا(34): 28.
17.فرقان (25): 1.
18.قریش(106):3-4; و آیات دیگر نیز از قبیل مائده(5): 88;نور (24):55.
19.الحیاه، ج 1.
20.میزان الحکمه، ج 10، ص 595.
21. اسرا (17):36.
22. بقره(2): 111; نمل (27): 64.
23.الحیاه، ج 1، ص 35 - بحار، ج 2، ص 160.
24. آل عمران (3):159.
25.در ذیل آیه احزاب، 45.
26. وسائل الشیعه ج 11، ص 430.
27.توبه(9): 128.
28.شعرا (26): 214-215.
29. آل عمران(3):186.
30.بحار، ج 73، ص 394.
31.برای اطلاع بیشتر به ده گفتار از شهید مطهری مراجعه کنید.
32.جمعه (62):3.
33.میزان الحکمه، ج 10، ص 539.
34.میزان الحکمه، ج 10، ص 539.
35. سیری در نهج البلاغه، شهید مطهری، ص 194-193.
36. تحف العقول، ص 263.
37.غاشیه (88): 22.
38.بقره (2):256.
39.تحف العقول، ص 84.
40.نساء (4):63.
41. تفسیر روح المعانی در ذیل آیه.
42.سیری در نهج البلاغه، ص 195-194

منبع :
تازه های نشر