شنبه 27 مهر 1398  |   18 صفر 1441

 

...
شماره : 1273 تعداد بازدید : 2718


بررسی امکان نسخ در حدیث

حجت الاسلام کاوس طیب
کارشناس معاونت پژوهشی وآموزشی

مقدمه:
از آسيب های مرتبط با مادّه پژوهش در حدیث ، نسخ است. نسخ در مرحله صدور و بيان حديث روي مي‌دهد و زمينه آسيب‌پذيري حديث را فراهم مي‌آورد. ما ابتدا به مفهوم و دليل وجود چنين رخدادي پرداخته و آنگاه به ارتباط آن با مسئله اصلي، يعني آسيب‌زايي آن توجه مي‌دهيم.
نسخ، هميشه ميان دو دليل اتفاق مي‌افتد. آيه يا حديث ناسخ، پايانِ اعتبارِ حکمي را اعلام مي‌کند که در دليل منسوخ بيان ‌شده است؛ يعني آن را از اعتبار مي‌اندازد. در وجود، قبول و گستره نسخ، اختلاف نظر وجود دارد. برخي آن را در قرآن نپذيرفته و يا بسيار نادر دانسته‌اند. برخي ديگر، دايره آن را چنان وسعت داده‌ که حتي دليل خاص و مقيد را نيز نسبت به عام و مطلق، ناسخ خوانده‌اند.

تعریف در لغت:
نسخ را در لغت، به معناي «ازاله نمودن و برطرف كردن»، «ابطال چيزي و قرار دادن چيزي به جاي آن» و «تبديل نمودن چيزي به چيز ديگر» دانسته‌اند.1و نزديک به همين معناست، سخن راغب كه مي‌‌نويسد: «النسخ ازالة شئ بشئ يتعقبه».2

تعریف اصطلاحی:
تعبيرات عالمان در تعريف اصطلاحي آن نيز تا حدودي مختلف است. برخي در تعريف آن نوشته‌اند: «رفع الحكم الشرعي بدليل شرعي متأخر؛3برداشتن و از ميان بردن حكم شرعي، به وسيله يک حكم شرعي متأخر». و نزديک به همين تعريف است، تعبير فخرالدين طريحي. 4برخي ديگر در بياني كامل‌تر نوشته‌اند: «نسخ، عبارت است از برداشتن حكم شرعي به وسيله دليل شرعي متأخر، به گونه‌اي كه اگر اين دليل نبود، آن حكم، ثابت مي‌‌ماند و دوام مي‌‌يافت». 5به نظر مي‌‌رسد، تعريف زير ـ كه توسط يكي از عالمان علوم قرآني معاصر ارائه شده ـ جامع‌تر بوده و از دقت بيشتري برخوردار است:
هو رفع تشريع سابق ـ كان يقتضي الدوام حسب ظاهره ـ بتشريع لاحق، بحيث لايمكن اجتماعهما معاً، اما ذاتاً، اذا كان التنافي بينهما بيّنا او بدليل خاص من اجماع او نص صريح؛6 نسخ، عبارت است از برداشتن تشريع پيشين كه به حسب ظاهر، اقتضاي دوام دارد به وسيله تشريع پسين، به گونه‌اي كه اجتماع ميان آن دو، ممكن نباشد و اين عدم امكان اجتماع، يا ذاتي است و اين زماني است كه تنافي ميان آن دو، آشكار باشد و يا به سبب وجود دليل خاص از قبيل اجماع يا نص صريح است. بر اساس تعريف‌هاي ياد شده، تفاوت ميان دو مبحث نسخ و تعارض در باب روايات نيز روشن مي‌شود؛ چرا كه نسخ، در جايي مطرح است كه به طور كلي حكم پيشين، با حكم پسين، رفع شود و جاي خود را به آن دهد و شخص، تنها با يک حكم، سر و كار داشته باشد و در واقع، هر يک از اين دو حكم، براي زماني خاص، تشريع شده باشند و بنا بر اين، تنافي ميان آن دو، واقعي نباشد. بر خلاف باب تعارض، كه مجتهد، براي يک موضوع در زمان واحد، با دو دليل با مدلول‌هاي متنافي رو به روست؛ به گونه‌اي كه علم اجمالي به دروغ بودن يكي از آنها در واقع پيدا مي‌‌كند. 7به ديگر سخن، پس از تتبع لازم و پي بردن به ناسخ و منسوخ با دليل يا دلايل قطعي، ضرورت عمل بر طبق منسوخ به زمان سابق و لزوم عمل بر اساس ناسخ، به زمان لاحق اختصاص مي‌‌يابد و موضوع تنافي به كلي منتفي مي‌شود. و حال آن كه در باب تعارض، همواره با دو حكم متنافي رو به رو هستيم و نتيجه اِعمال قواعد مربوط به اين باب نيز چيزي جز مشروعيت پيدا كردن عمل بر طبق يكي از آن دو نيست و نمي‌توان همانند باب نسخ، لزوم عمل بر اساس هر يک از آن دو را به زماني خاص اختصاص داد. از اين رو، راه‌كارهاي ارائه شده در روايات موسوم به اخبار علاجيه، به منظور حل مشكل تنافي ميان روايات نيز اختصاص به باب تعارض دارند و هيچ يک از عالمان فقه و اصول آنها را به مبحث ناسخ و منسوخ، تعميم نداده است. به هر حال، پيداست كه هيچ يک از تعريف‌هاي ارائه شده در باره نسخ، به نسخ آيات قرآن اختصاص ندارد و شمول ظاهري آنها، نسخ حديث را نيز در بر مي‌گيرد. و چنان كه مي‌‌دانيم، امكان نسخ در قرآن، جاي ترديد نيست، بلكه در وقوع آن نيز با توجه به مورد اتفاق بودن اين امر در ميان مفسران و عالمان علوم قرآني، 8 ترديد روا نيست؛ هر چند برخي تلاش نموده‌اند که اين واقعيت را انكار کنند. 9آن چه مقاله حاضر دنبال مي‌‌كند.

امکان نسخ در حدیث:
در وجود و قبول نسخ، اختلاف نظر وجود دارد. برخي نسخ را مستلزم جهل خداوند مي‌دانند و از اين رو آن را نمي‌پذيرند. اين دسته مي‌گويند، اگر حکم مصلحت دارد، بايد هنوز هم باقي باشد و نسخ نشود و اگر مصلحت نداشته، پس چرا خداوند آن را وضع کرده است. امّا نسخ نزد شيعه به معناي تخصيص زماني است و از اين رو پذيرفته مي شود؛ به عبارت ديگر، ناسخ براي منسوخ محدوديت زماني اعلام مي دارد و ظهور بدوي آن را در جاودانگي، از ميان مي برد؛ زيرا هر دليلي بنا به ظهور بدوي ناشي از قانونگذاري، حکم خود را تا ابد مستقرّ مي دارد، امّا ناسخ که حديثي معارض است و قوي تر از منسوخ مي نمايد، اين جاودانگي را مي زدايد. توضيح مطلب آن که ما هميشه انتظار داريم که احکام الهي و قانون‌هاي ديني، ابدي و فراگير باشند، اما اين انتظار صحيحي نيست. اگر چه خيلي و قريب به اتفاق احکام چنين‌اند اما تعداد اندکي از احکام، هميشگي نيستند و براي همه زمان‌ها، مصلحت ندارند. اين احکام به دليل کم بودنشان به وسيله يک بيان ديگر و در مرحله بعد از وضع حکم اول، محدود و منسوخ مي‌شوند.

اثبات وجود نسخ در احادیث:
وجود نسخ در احاديث، قطعي و مسلّم است؛ امّا در گستره آن اختلاف است. برخي از احاديث باب اختلاف الحديث در کافي10 به اين موضوع تصريح دارند. برخي از اين احاديث در پاسخ به سؤال از سرّ اختلاف نظر اصحاب رسول خدا با يکديگر و نيز اختلاف آراي آنان با نظريات امامان صادر شده است. برخي از کوتاه‌ترين اين روايات را مي آوريم.در کافي آمده است: مُحَمّدُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنْ أبي عَبْدِ‌اللهِ عليه السلام قالَ: قُلْتُ لَهُ: ما بالُ أقْوامٍ يَرْوُونَ عَنْ فُلانٍ وَ فُلانٍ عَنْ رَسُولِ اللهِ صلي الله عليه و آله لا يُتَّهَمُونَ بِالْکذْبِ، فَيَجيءُ مِنْکمْ خِلافُهُ بِهِ، قالَ: «إنَّ الْحَديثَ يُنْسَخُ کَما يُنْسَخُ الْقُرْآنُ11
محمّد بن مسلم: به امام صادق عليه السلام گفتم: چگونه مي شود کساني احاديثي را از فلان و فلان، از پيامبر خدا نقل مي کنند و دروغگو هم نيستند؛ امّا احاديثي بر خلاف آنها از شما نقل مي شود؟ حضرت فرمود: حديث هم مانند قرآن، نسخ مي شود. گفتني است که نسخ مانند تقيّه، در مراحل پاياني پژوهش و پس از اطمينان از عدم امکان جمع، ادعا و قبول مي‌‌شود و مانند تخصيص و تقييد و حمل بر استحباب و ديگر موارد، يک راه حل عرفي، عمومي و ابتدايي نيست. 12مثالهاي قابل اثبات در نسخ، اندک است و مواردي که در آنها ادّعاي نسخ شده ‌را بيشتر فقهاي شيعه نپذيرفته‌اند، مانند: وجوب پاسخ دادن به سلام هنگام نماز، تبديل احرام حجّ اِفراد به عمره تمتّع، 13 وجوب وضو گرفتن پس از خوردن گوشت شتر، 14جواز ازدواج موقت، 15استحباب روزه دوشنبه و پنج‌شنبه 16 و موارد ديگر که در کتابهاي فقه آمده است. به موردي که برخي از فقيهان پذيرفته‌اند، اشاره مي کنيم. در روايتي از امام صادق عليه السلام به نقل از محمّد بن مسلم آمده است:سَألْتُهُ عَنْ إخْراجِ لُحُومِ الأضاحِي مِنْ مِني؟ فَقالَ: «کُنّا نَقُولُ: لايَخْرُجُ مِنْها شَيءٌ لِحاجَه النّاسِ إلِيْهِ، فَأمَّا الْيَوْمَ فَقَدْ کَثُرَ النّاسُ فَلا بَأسَ بِإخْراجِهِ.» 17از امام صادق عليه السلام درباره بيرون بردن گوشت قرباني از منا پرسيدم، حضرت فرمود: ما پيشتر مي گفتيم که به سبب نياز مردم، نبايد چيزي از آنجا خارج شود؛ امّا امروزه، به جهت فراواني مردم [و بسيار بودن گوشت قرباني]، اشکالي در بيرون بردن آن نيست. احاديث ناظر به اين موضوع، در جوامع روايي و کتب فقهي موجود است.18نمونه هاي ديگري، مانند: منع زيارت قبور،19 روزه روز عاشورا و خوردن گوشت الاغ وحشي نيز قابل ذکر هستند. محمّد باقر حسيني استرآبادي ،مشهور به ميرداماد (۱۰۴۰ ه)، نمونه‌هايي را برشمرده است. 20
برخي، آن را در ميان عالمان مسلمان، مورد اجماع مي‌‌دانند؛ از جمله فخرالدين طريحي كه پس از ياد آوري حديث «امر النبي صلي الله عليه و آله و سلم مثل القرآن ناسخ و منسوخ»،21مي‌نويسد: هو في القرآن والحديث النبوي اجماعي من اهل الاسلام.22 سخن زير از امام علي عليه السلام كه ضمن بيان اقسام احكام الهي ايراد شده ـ گوياي وقوع نسخ در حديث، به سان وقوع نسخ در قرآن است: مثبت في الكتاب فرضه و معلوم في السنة نسخه و واجب في السنة اخذه و مرخص في ‌الكتاب تركه ... 23؛ [برخي امور] وجوب آنها، در قرآن ثابت شده و حال آن كه منسوخ شدن آن در سنت، معلوم است، و [برخي ديگر] عمل نمودن به آن، در سنت واجب گرديده و در قرآن، ترك كردن آن، اجازه داده شده. ابن ابي الحديد، براي نوع نخست اين عبارت، به آيه شريفه وَاللَّاتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِن نِسَائِكُمْ فَاسْتَشْهدُوا عَلَيْهنَّ أَرْبَعَةً مِنكُمْ فَإِن شَهدُوا فَأَمْسِكُوهنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللّه لَهنَّ سَبِيلاً24، مثال مي‌‌زند كه با احاديث دلالت كننده بر رجم زنا كار در زناي محصنه، نسخ شده است و به عنوان مثال براي نوع دوم، به روزه روز عاشورا اشاره مي‌‌كند كه به گفته وي، بر اساس حديث، واجب بوده، سپس با آيات دلالت كننده بر وجوب روزه رمضان نسخ گرديده است. فخرالدين طريحي نيز مي‌‌نويسد: حديث شهر رمضان نسخ كل صوم.25در ضمن بحث، از روايات ديگري كه به صراحت، گوياي وقوع نسخ در حديث است و نيز نمونه‌هاي قابل توجهي در اين زمينه ياد خواهيم نمود.26

راه حل:
آسيب‌پذيري حديث از نسخ، مانند آسيب‌پذيري آن از تأخير بيان است. ممکن است ما از صدور حديثِ ناسخ آگاهي نيابيم و از اين رو، به همان حديث منسوخ عمل کنيم و مطلبي را به پيشوايان دين نسبت دهيم که زماني معتبر بوده و اکنون ديگر مقبول آنان نيست. اين، مانند آن است که کسي نسخه‌اي قديمي را از يک لايحه قانوني را به دست آورد و بدون توجه به الحاقيه‌ها و اصلاحيه‌هاي بعدي، آن را مبناي کار خود قرار دهد. آنچه اين آسيب را از ميان مي‌برد و يا از آن مي‌کاهد، استفاده از روش تشکيل خانواده حديث است، اما نبايد تنها به احاديث مشابه و همسو، بسنده کرد، بلکه بايد احاديث مخالف و معارض را نيز يافت و ميان آنها و حديث مورد تحقيق، نسبت سنجي کرد. با اين روش، مي‌توان به ديگر احاديث ناظر به هر حديث دست يافت و آنها را با يکديگر سنجيد تا اگر حديث ناسخي در ميان باشد، زمينه دست‌يابي و توجه به آن، آماده ‌شود. نکته قابل توجه در اين ميان، اندک بودن نسخ در مقايسه با تخصيص و تقييد است. در ميان احاديث انگشت‌شماري که منسوخ خوانده مي‌شوند، برخي تنها مطابق با نظر دسته‌اي از محدّثان و فقيهان، منسوخ هستند و برخي ديگر، چنان مشهورند که مورد غفلت قرار نمي‌گيرند. از اين رو، آسيب‌پذيري حديث از نسخ، اندک است. گفتنى است نسخ، در مراحل پايانى پژوهش و سنجش دروني احاديثِ ناظر به هم، ادّعا مي‌شود و تنها هنگامي پذيرفته مى شود که مطمئن باشيم جمع ميان دو حديث به گونه‌هاي ديگر، ممکن نيست. پس نسخ، يک راه حلّ عرفى، عمومى و ابتدايى مانند تخصيص، تقييد، حمل بر استحباب و ديگر موارد نيست.27

نتیجه:
پيدايش حديث، محصول صدور گفتار و رفتار معصوم در فضايي واقعي و عيني است و از اين رو، ناظر به زمينه‌ها و محدوديتهايي غير قابل انکار است. فشارهاي سياسي و اجتماعي و نيز ظرفيت محدود مخاطبان، پيشوايان را ناچار کرد که به تدريج و تنها به اندازه نياز مخاطبان و مکلفان، بخشي از دانش خود را بر نمايند و گاه نيز آن را بپوشانند و يا حتي خلاف آن را ابراز دارند.. نسخ، هميشه ميان دو دليل اتفاق مي‌افتد. آيه و حديث ناسخ، پايان اعتبار حکم بيان‌شده در دليل منسوخ را اعلام مي‌دارد و آن را از اعتبار مي‌اندازد. آسيب‌پذيري حديث از نسخ، مانند آسيب‌پذيري آن از تأخير بيان است. ممکن است ما از صدور حديث ناسخ آگاهي نيابيم و به همان حديث منسوخ عمل کنيم و مطلبي را به پيشوايان دين نسبت دهيم که تنها زماني معتبر بوده و اکنون ديگر مقبول نيست. راه حل کلي هر آسيب نسخ ، جستجوي کامل از همه احاديث مرتبط، اعم از مشابه و معارض است.28


منابع:
• قرآن کریم
• القاموس المحيط، ج۱
• مفردات الفاظ القرآن،
• الناسخ و المنسوخ
• مجمع البحرين، ج۲
• المحصول في علم الاصول
• التمهيد في علوم القرآن، ج۲
• التبيان في تفسير القرآن
• الکافي
• نهج البلاغه
• نسخ حديث، امكان و محدوده آن کلانتری، علی اکبر
• درسنامه فهم حدیث، عبدالهادی مسهودی
• آسیب شناخت حدیث، عبدالهادی مسعودی

پی نوشت ها:
1- القاموس المحيط، ج۱، ص۵۳۳؛ لسان العرب، ج۱۴، ص۱۲۱
2-مفردات الفاظ القرآن، ص۸۰۱
3-الناسخ و المنسوخ، ص۶
4-مجمع البحرين، ج۲، ص۴۴۶.
5-المحصول في علم الاصول، ج۲، ص۵۷۷
6-التمهيد في علوم القرآن، ج۲، ص۲۶۷
7-ر.ک: فرائد الاصول، ص۴۳۱؛ كفاية الاصول، ج۲، ص۳۷۶؛ الوسيط في اصول الفقه، ج۲، ص۱۸۶.
8-ر.ک: التمهيد في علوم القرآن، ج۲، ص۲۸۳
9-ر.ک: التبيان في تفسير القرآن، ج۱، ص۳۹۴؛ فقه القرآن، ج۱، ص۲۰۵
10-الکافي، ج ۱، ص ۶۴ـ ۶۲.
11-همان، ص ۶۴؛ ر. ک: الذکري، ص ۱۳۴.
12-ر.ک: مسالک الأفهام، ج ۶، ص ۳۱۸.
13-الخلاف، ج ۲، ص ۲۶۹.
14-منتهي المطلب، ج ۱، ص ۳۸ و ۳۱۳.
15-نهايه المرام، ج ۱، ص ۲۲۱.
16-اين ادعا از ابن‌جنيد است (ر. ک: مختلف الشيعه، ج ۳، ص۵۰۵).
17-الکافي، ج ۴، ص ۵۰۰.
18-براي نمونه ر. ک: المحاسن، ج ۲، ص ۳۲۰؛ الکافي، ج ۴، ص ۵۰۱؛ السرائر، ج ۳، ص ۱۳۰؛ تذکره الفقهاء، ج ۸، ص ۳۲۳.
19-نَهَيْتُکُمْ عَنْ زيارَه الْقُبُورِ فَزُورُوها» (صحيح مسلم، ج ۳، ص ۶۵)
20-الرواشح السماويه، ص ۲۴۹ ـ ۲۴۷.
21-الكافي، ج۱، ص۶۳.
22-مجمع البحرين، ج۲، ص۴۴۴.
23-نهج البلاغه، ص۳۶، خطبه۱
24-سوره نساء، آيه۱۵.
25-مجمع البحرين، ج۲، ص۴۴۴.
26-نسخ حديث، امكان و محدوده آن کلانتری، علی اکبر
27-درسنامه فهم حدیث، عبدالهادی مسهودی
28-آسیب شناخت حدیث، عبدالهادی مسعودی

منبع :
........

رمان معاصر ايران، گذشته، حال و آينده

پایگاه داده های فرهنگی دینی

نشرنامه

دبیر خانه اجلاس دو سالانه بررسی ابعاد وجودی حضرت مهدی عج

کتابخانه معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی

لینک مدارس صدرا

لینک های مرتبط

نمايشگاه چشم اندازايران اسلامي ،درافق 1404درمجلس شوراي اسلامي