العربي | فارسي| English

صفحه نخست | اخبار | مقالات | گفتگو | آثارمعاونت | تماس باما | پست الكترونيكي

 
دو شنبه 29 آبان 1396  |   0 ربیع الاول 1439

 

...
شماره : 1149 تعداد بازدید : 2249


نقش وحدت اسلامي در بيداري اسلامي



مهدي تيموري
كارشناس پژوهش

مقدمه:
بيداري اسلامي پديده امروزي نيست، بلکه موضوعي است مربوط به دهه هاي اخير؛ البته تحولات جهان عرب در اين روزها جهان را شگفت زده نموده است. خاورميانه و شمال آفريقا در ماههاي اخير شاهد تحولاتي بوده كه نتيجه آن دگرگوني در ساختار سياسي و اجتماعي برخي از كشورهاي اسلامي گرديده است. قيامهايي كه جرقه آن در تونس در اوايل فوريه2011 زده شد و با فرار بن علي ديكتاتور حاكم بر اين كشور ابعاد گسترده‌تري به خود گرفت. سقوط حسني مبارك رئيس جمهور مصر پس از سه دهه حاكميت نقطه عطفي در اين تحولات بود كه دامنه قيامهاي مردمي را به كشورهاي عربي حوزه خليج فارس وشمال آفريقا گسترش داد. هر چند كه برخي از اين قيامها همچنان به نتيجه نرسيده و غرب و نظام سلطه نيز با تحركات گسترده به دنبال مصادره قيامها و حتي تزريق آن به برخي كشورهاي هدف براي نابود سازي دولتهاي مورد نظر مي باشد، اما مجموع تحولات نشانگر حركت عظيم مردمي است كه پس از انقلاب اسلامي ايران در منطقه مشابهي نداشته است.نوع تحولات منطقه موجب شده تا نگاههاي متفاوتي نسبت به آنها صورت گيرد و بگونه‌اي كه برخي از واژه خيزش مردمي، بيداري مردمي و برخي از بيداري و خيز ش اسلامي براي نام گذاري قيامها استفاده مي‌كنند.نكته بسيار مهم در اين حوزه تاكيد بسياري از انديشمندان ، تحليلگران سياسي و اجتماعي مبني بر نقش و الگو پذيري ملتهاي منطقه از انقلاب اسلامي ايران است. الگويي كه حتي محافل رسانه‌اي و سياسي غرب نيز نتوانسته بر آن سرپوش گذارند .


بيداري اسلامي:
بيداري اسلامي پديده‌يي اجتماعي است به معناي رهايي از استبداد،استعمار وتلاش در راه دستيابي به کرامت انساني ، استقلال سياسي، اقتصادي ، فکري و ايفاي نقش اسلامي خود به عنوان «بهترين امت براي مردم» آنگونه كه قرآن به مسلمانان آموخته است و سرانجام هويت اسلامي را درتمامي عرصه هاي زندگي پديدار ساختن.

ريشه‌ها و عوامل بيداري اسلامي:
1- ورود نسل جديد با ويژگي‌هاي انقلابي به عرصه منازعات که فهم ريشه‌اي و واقعي‌تري از علل عقب افتادگي‌هاي علمي، اقتصادي و اجتماعي جوامع خود بويژه در حوزه فکر و فرهنگي دارند.
2- توجه به وحدت ديني و بن مايه‌هاي انسجام ايدئولوژيک و درک درست از راهبردهاي قدرتهاي خصم و استکبار براي ايجاد گسست در جهان اسلام.
3- حوادث بيدار کننده منطقه‌اي و جهاني از جمله بحران فلسطين، 11 سپتامبر، اشغال عراق و افغانستان و راهبرد نبرد ايدئولوژيک غرب به محوريت آمريکا که با هدف تسلط بر جهان اسلام انجام مي‌شود، آثار چشم‌گيري بر بيداري اسلامي دارد.
4- رشد و توسعه وسايل ارتباط جمعي و تکامل شيوه‌هاي تبليغ اسلام. 5- انقلاب اسلامي ايران به عنوان عامل عمده بيداري اسلامي مطرح است و نقش ويژه‌اي در حرکت بيداري ملل مسلمان ايفا کرده است.پديده انقلاب اسلامي، پس از چند سده به شکل عملي و عيني، اسلام و جوامع اسلامي را از انزوا و سکون خارج کرد. انرژي آزاد شده از آن به عنوان موتور محرکه همه تحرکات و خيزش جريانها و جنبش‌هاي اسلامي از يکسو مردم مسلمان منطقه را نسبت به حق و حقوق و توانايي‌هاي خود آگاه کرد و از سوي ديگر طلسم شکست‌ ناپذير بودن غول استبداد و اختاپوس استعمار و امپرياليسم را ابطال کرد و اين مسئله خود «جسارت و اعتماد به نفس» را به ملتهاي مسلمان برگرداند و اينکه انقلاب اسلامي که خود از دل مذهب بيرون آمده است، به احياء دين و تجدد حيات اسلامي در ايران و جهان مدد رسانده است.
انقلاب اسلامي در تولد، تجديد حيات ، تداوم جريانها و جريان سياسي اسلامي معاصر در سه دهه اخير نقش کليدي داشت واين حقيقت مورد اتفاق نظر تمام محافل سياسي جهان اعم از دوستداران ايران، رقيبان و کشورهاي خصم است.

وحدت اسلامي:
نياز به وحدت در ميان کشورهاي مسلمان، امروزه بيش از هر زماني احساس مي شود. در حالي که جاي جاي جهان اسلام به صور مختلف (همچون اشغال مستقيم در فلسطين، دخالت نظامي در ليبي و بحرين و دخالت هاي سياسي در سوريه و مصر) مورد تجاوز قرارگرفته است، احياي گفتمان امت واحده اسلامي مي تواند راهگشا باشد.وحدت اسلامي ميتواند نشان دهنده ي قدرت و شوکت اسلام، توانايي مسلمين، عامل غلبه بر ابرقدرتها و ظالمين و موجب مطرح شدن ديدگاه هاي اسلامي گردد.
براساس ديدگاه قرآن کريم انسانها در اصل خلقت، وحدت دارند، چرا که خداوند آنها را از نفس واحد آفريده است.اين وحدت در خلقت پايه اي براي شکل گيري امت واحده مي باشد. از سوي ديگر بر اساس آيات قرآني امت واحده انساني به دلايلي همچون ظلم ، حسد ،نزاع و درگيري در طلب دنيا، عدم موفقيت در آزمايش الهي، فرقه گرايي، تفرقه  افکني هاي  دشمنان، وسوسه و القائات شيطاني فروپاشيده و قرآن براي تحقق دوباره ي آن، راهبردهايي همچون اُخوّت، مودّت، رحمت و رأفت، فضل و صلح در پرتوآيين مقدس اسلام را پيشنهاد مي کند. در اسلام مسلمانان با هم برادرند، بنابراين امت اسلامي جامعه اي متشكل از افرادي است که از رابطه ي اُخوّت اسلامي برخوردارند و همگي معتقد به آيين اسلام هستند.
در فرهنگهاي مختلف براي بيان مفهوم جامعه يا اجتماع از واژه  هاي گوناگوني همچون ملت، مردم، گروه، ايل، طايفه، قبيله، عشيره، ناس، قوم، شعب، طبقه، نژاد، توده و جامعه استفاده شده است. اما اسلام به جاي همه اين اصطلاحات واژه ي «امت» را براي جامعه ي انساني مورد نظر خود برگزيده و از اين نام گذاري منظور خاصي را دنبال مي کند. امت در تعبير و اصطلاح قرآني، گروهي همسان در دين، آيين، زمان و مکان و ديگر مشترکات انساني مي باشد. اين اصطلاح هرچند با واژه امروزي جامعه مشابهت هايي دارد ولي تفاوت هاي عمده اي دارد که نمي توان آن را ناديده گرفت. جامعه در اصطلاح جامعه شناختي، گروه سازمان يافته اي از اشخاص و افراد انساني هستند که با هم در سرزمين مشترک زندگي مي کنند و با همکاري درگروه ها نيازهاي اجتماعي ابتدايي و اصلي خود را تامين مي نمايند و با مشارکت در فرهنگي مشترک و يکسان به عنوان يک واحد اجتماعي از ديگر جوامع متمايز مي شوند. اما امت گروه خاصي از پيروان يک دين هستند كه به سبب همساني در نوع خاصي از عملکرد و يا رويکرد فکري تشكل يافته اند. بر اساس اين تعريف، امت مي تواند مبناي نظم اجتماعي که گستره وسيعي به اندازه تمام بشريت دارد،قرار گيرد. بر اساس تعاريف قرآني مي-توان نتيجه گرفت که مراد از امت اسلامي، گروه وسيعي از مردم است که تحت رهبري و هدايت مشترک بوده و به سوي هدفي واحد در حرکت مي باشند. اين جامعه ي آرماني اسلام، داراي ويژگي-هاي خاصي است که آن را از ساير جوامع متمايز مي سازد. در شکل¬گيري امت اسلامي قطعا ويژگي ها و خصوصيات ديني از اصالت برخوردارند. به عبارت ديگر تحقق رسالات و وظايف اسلامي صرفا در چارچوب مجموعه اي به نام امت امکان پذير است. امت اسلامي در واقع در چارچوب مرز جغرافيايي خاصي قرار نمي گيرد، بلکه بر يک مجموعه بين المللي اطلاق مي شود که از يک پيام و دستور الهي اطاعت مي کنند و رسالت يک پيامبر را مي پذيرند. در اين جامعه تمايزات نژادي و قومي انسان ها اصالت ندارد، بلکه ملاک برتري افراد تقوا و پرهيزکاري است. در انديشه سياسي اسلام نيز به جاي اصطلاح ملت از امت استفاده مي شود. در اين چارچوب به جامعه ي مسلمانان که تحت حکومت اسلامي زندگي مي کنند، امت گفته مي شود، به طوري که تنها عامل عضويت و تابعيت در آن اسلام است و شرايط شکل دهنده ي ملت و ملي گرايي در امت اسلامي نقشي ندارد. از نظر اسلام محور اساسي زندگي انسان فکر و عقيده است. اين اصل به همراه اصل وحدت، زندگي اجتماعي، همکاري و تعاون انسان¬ها با يکديگر را در جامعه اسلامي سامان مي دهد. اين در حالي است که درفرهنگ وانديشه غربي مفهومي است که در برگيرنده ي اجزاي ملت است و شامل عناصري همچون نژاد، وحدت زبان، تاريخ، مرز جغرافيايي و خون مي شود.

نظريه امت واحده:
قرآن کريم تشکيل امت واحد را يک برنامه وسيع و جهانى براى تحقق حکومت جهانى واحد مى-داند. براى تحقق اين آرمان در اديان مختلف به ظهور مصلح آخرالزمان نويد داده است که وى اين امت جهانى را بنيان مى نهد. تحقق چنين جامعه اي منوط به وحدت است و وحدت نتيجه ايمان و عقيده خواهد بود. اهميت وحدت در جامعه اسلامي از آن روست که اسلام امت جهاني خود را بر مبناي وحدت انسان ها بنا ميکند، وحدتي که از طريق انسان دوستي و احترام به حقوق انسانها و برادري و برابري ميان آنها حاصل ميشود و به وسيله ي آن مصالح مسلمين و بلکه بندگان خدا تأمين مي گردد.
وحدت اسلامي در دوران معاصر با توجه به شرايط حاکم بر جهان و دنياي اسلام، به گونه ي يک ضرورت اجتناب ناپذير درآمده و با سرنوشت مسلمانان در عرصه اجتماعي- سياسي گره خورده است. وحدت يعني رسيدن به نوعي يگانگي و همگوني منافع و اهداف. منافع و اهداف دو واژه‌ي کليدي و خمير مايه انسجام و يگانگي هر مجموعه‌‌ي است. پس وحدتي که در آن ارکان اسلامي وجود داشته باشد يعني منافع و اهداف اسلامي در آن مورد نظر باشد وحدت اسلامي خوانده مي‌شود. وحدت اسلامي يعني ايجاد نوعي يگانگي و همگوني بين منافع و اهداف؛ کساني که داراي خداي واحد، پيامبري بنام محمد(ص) و کتابي واحد بنام قرآن کريم هستند و هدف آنها سعادت بشري و رسيدن به قرب الهي است مي‌توانند داراي اهداف و منافع مشترک باشند و تمام تلاش‌هاي شان معطوف به رسيدن به آن هدف باشد. بدين لحاظ پيامبر گرامي اسلام مسلمين را «يد واحده» در مقابل ديگران دانسته است. مراد از وحدت امت اسلامي اين است که مسلمانان در حکم فرد واحد است:«ذمة المسلمين واحدة يسعي بها ادناهم، و هم يد علي من سواهم» مسلمين در مقابل بيگانگان يد واحدند.
بنابراين توحيد، رسالت و کتاب آسماني (قرآن مجيد) محور و ارکان و مباني وحدت امت اسلامي محسوب مي‌شود که بدون اين سه رکن، وحدت امت اسلامي شکل نخواهد گرفت.مراد از وحدت و اخوت اسلامي که در منابع و متون ديني بيان شده آن وحدتي است که بشريت را به سوي خداي واحد و بعضي طعم کيفر بعضي ديگر را بچشاند .
اختلاف از بدترين انواع عذاب براي جامعه انساني است که پيامدهاي شوم دروني و بيروني را در پي دارد. پيامد دروني اش اين است که هر لحظه احتمال دارد آتش جنگ و درگيري در چنين جامعه اي شعله ور شود و همه هستي آن را به آتش کشد؛ چنان که قرآن کريم مي فرمايد: «وکُنتم علي شفا حفرة من النار فانقذکم منها» (آل عمران/103) شما در اثر اختلاف بر لبه گودالي از آتش بوديد پس خدا شما را از آن نجات بخشيد.
پيامد بيروني اختلاف اين است که جامعه در اثر آن قدرتش را از دست مي دهد و در برابر ديگران ضعيف و سرخورده مي شود، «ولا تنازعوا فتفشلو و تذهب ريحکم» (انفال/46) با هم منازعه و درگيري نکنيد آن گاه سست مي شويد و قدرت تان از دست مي رود. تعبير به «تذهب ريحکم» اشاره لطيفي است به اين که با نزاع و کشمکش هم قدرت جامعه از بين مي رود و هم حيثيت و آبرويش.

راهکارهاي وحدت اسلامي:
قرآن کريم براي تحقق و حفظ وحدت اسلامي، راهکارهاي زيادي ارائه مي کند که مهم ترين آن ها عبارتند از:

الف)تکيه بر عناصر مشترک ديني:
راه اصولي براي رسيدن يک جامعه به وحدت دروني اين است که بر مهم ترين عناصر مشترک تکيه کنند. از نظر قرآن هيچ عنصري مهم تر از عنصر ديني نيست. از اين رو اين کتاب آسماني اولين راهکار وحدت را تکيه بر عناصر مشترک ديني مي داند. اين راهکار نه تنها در سطح امت اسلامي بلکه در سطح تمام اديان آسماني کاربرد دارد: «قل يا اهل الکتاب تعالوا الي کلمة سواء بيننا و بينکم ألّا نعبد الا الله و لا نشرک به شيئاً» (آل عمران/64) بگو اي اهل کتاب به سوي کلمه اي که مشترک بين ما و شما است بياييد و آن اين که جز خداي يگانه را نپرستيم و هيچ چيزي را شريک او قرار ندهيم.گرچه اين آيه در مورد اهل کتاب است اما پيام آن اختصاص به اين مورد ندارد بلکه يک طرح کلي را در تعامل با ديگران ارائه مي کند. بر اساس اين طرح مسلمانان مي توانند در حوزه هاي مختلف تشکيل وحدت بدهند. در حوزه وسيع مي توانند با تمام اديان آسماني بر طبق باور مشترک به خدا و دين الهي در مقابل ديگران متّحد شوند. در دايره محدودتر جوامع مختلف اسلامي مي توانند بر اساس مشترکات فراوان ديني يا حفظ هويت مذهبي شان گردهم آيند.پيشگامان وحدت اسلامي نيز طبق همين طرح گام برميداشتند.
بحث و گفتگوي علمي در زمينه مسائل مورد اختلاف نه تنها با طرح وحدت اسلامي در تضادّ نيست بلکه نقش مهمي در موفّقيت آن دارد، زيرا اتحادي عميق و پايدار است که توأم با معرفت و شناخت باشد نه کورکورانه و از روي احساسات. آن چه لازم به نظر مي رسد اين است که اين گفتگوهاي علمي توأم با منطق و احترام متقابل باشد.

ب)اصالت دادن به ارزش هاي اسلامي:
از مباحث مهمي که در موضوع وحدت اسلامي مطرح است، مبحث خودي و غير خودي است. از منظر قرآن، تنها معيار خودي، رابطه مکتبي و ديني است نه رابطه ي ملي، زباني، نژادي و حتي نه رابطه‌ي پدرـ فرزندي. به هر ميزاني که اين ارتباط معنوي مستحکم باشد به همان ميزان هم معيار خودي پر رنگ خواهد بود.
طبق اين اصل کلي پيامبر اسلام (ص) ابوذر غفاري و سلمان فارسي را جزء خاندان خود دانسته است. در نقطه مقابل، خداوند فرزند نوح را بيگانه شمرده و رابطه ي پدر فرزندي آنها را ناديده گرفته است: «يا نوح انه ليس من اهلک انه عمل غير صالح» (هود/46) اي نوح همانا فرزند تو از خاندان تو نيست، همانا عمل او غير صالح است.

ج)ايجاد وحدت دروني:
وحدت و هماهنگي وقتي پايدار است که از درون سرچشمه بگيرد و همراه با همدلي باشد. به ديگر سخن وحدت ظاهري و بيروني آنگاهي کارساز و ماندگار است که ناشي از وحدت باطني و دروني باشد وگرنه آن اتحاد، زودگذر و بي اثر خواهد بود.

تحقق وحدت از منظر بيداري اسلامي:
بيداري ، حركتي فراگير براي بازگشت اسلام به هويت خويش است. بعد از قرن ها انزوا و شكست براي مسلمانان، علماء و انديشمندان دلسوز در جهان اسلام به اين نتيجه رسيدند كه احياء اسلام جز با بازگشت به اصل اسلام توسط مسلمانان و در عين حال احترام به دستاوردهاي جديد بشري ممكن نيست. بر همين اساس بيداري اسلام در قرن اخير سبب آگاهي مسلمانان به دين و بازگشت آن ها به احكام اسلامي و بازيابي عزت اسلامي در جهان شده است .
يكي از دستاوردهاي مهم بيداري اسلامي احياء و ثبت وحدت اسلامي است. چرا كه يكي از آفت هاي بنيادين جوامع اسلامي تفرقه ميان انديشه ها و مذاهب اسلامي بوده است. تقريبا از قرن چهار هجري به بعد اغلب كتب مهمي كه در ميان مسلمانان نوشته شده بر پايه تعصب بر يك تفكر اسلامي و تخطه ديگر تفكرات اسلامي بوده است و بدون اين كه راهي را براي وحدت و تسامح بگشايد. وضع عملي وضع از اين بدتر بوده است. چرا که براي قرن ها جنگ هاي پياپي كه ميان پيروان مذاهب و مكاتب فكري اسلامي رخ داده است، فرصتي را براي رشد وپويايي مسلمانان و توسعه دين قرار نداده است.

منبع :
قرآن كريم

منبع :
تازه های نشر