العربي | فارسي| English

صفحه نخست | اخبار | مقالات | گفتگو | آثارمعاونت | تماس باما | پست الكترونيكي

 
دو شنبه 29 آبان 1396  |   0 ربیع الاول 1439

 

...
شماره : 847 تعداد بازدید : 1557


پژوهش‌هاي پيمايشي، اساس سنجش و برنامه­ريزي در حوزۀ فرهنگ ديني است
گفتگوبادكترفروغي


دكترسيدعليرضا فروغي متولّد 1342 در شهر قم مي­باشد. او علاوه بر تحصيلات حوزوي خارج فقه و اصول، داراي تحصيلات دانشگاهي و دکتري فقه و حقوق خصوصي نيز مي­باشد. سردبيري فصلنامه­هاي حکمت و پيام ثقلين به زبان انگليسي، مدير گروه مجلات تخصّصي و معاونت نظارت و ارزشيابي در بنياد انديشۀ اسلامي از سوابق فعاليت­هاي فرهنگي او است. در حال حاضر عضو هيأت علمي دانشکدۀ حقوق و علوم سياسي دانشگاه شيراز مي­باشد. فروغي از سال 1381 با معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي همکاري داشته و هم­اکنون به عنوان مدير دفتر پژوهش­هاي کاربردي، اين همکاري ادامه دارد.

از ديدگاه جنابعالي با توجه به اينکه مسئوليت دفتر پژوهش‌هاي كاربردي سازمان تبليغات اسلامي را بر عهده داريد و دين­داري در جامعه موضوع اصلي کار شماست، وضعيت فرهنگ ديني در جامعه چگونه است و نسبت به دهه­هاي گذشته چه تغييراتي در آن ديده مي‌شود؟

ضمن خير مقدم به شما، اميدوارم اين مباحثي که اينجا عرض مي­کنم، مفيد واقع بشود و مقدّمه­اي براي بحث­هاي مفصّل­تر و مبسوط­تر باشد. من سعي مي­کنم اين سؤال را ريشه­اي و غيرکليشه­اي و علمي پاسخ بدهم. خصوصاً با عنايت به اينکه در کشور خوشبختانه مطالعات اجتماعي از نوع کاربردي اهميت پيدا نموده و به همين جهت به اين نوع پژوهش‌ها توجّه خاصّي مي­شود.
آنچه اكنون از آن به عنوان مطالعات پيمايشي ياد مي‌شود، در کشور ما سابقة زيادي ندارد. اولين پيمايش اجتماعي در ايران مربوط به سال 1353 است كه توسط مرحوم دکتر علي اسدي و به سفارش سازمان راديو و تلويزيون ملّي ايران انجام شده است. موضوع اين پيمايش، «گرايش­هاي فرهنگي و نگرش­هاي اجتماعي در ايران» است. روشن است که موضوع اين پيمايش در خصوص دين­داري نيست و موضوع آن عام است. اما از منظر فرهنگ ديني ما مي­توانيم به سؤالات مربوط به اعتقادات ديني در آن توجّه کنيم. جامعة آماري اين پيمايش، افراد بالاي پانزده­سال ساکن در شهر و روستا بوده و 4420 نفر در 24 منطقۀ شهري و 52 منطقۀ روستايي مورد سؤال واقع شده­اند. در اين تحقيق، 107 سؤال بسته و 19 سؤال باز مطرح شده بود. در مورد دين، 14 سؤال و گويه در ميان سؤالات اين پيمايش وجود داشته است. با اينکه اين پيمايش در سال 1353 انجام شده اما گزارش آن به دليل نتايجش که دور از انتظار سفارش­دهنده بود، به‌خصوص نتيجه­اي که در مورد دين از اين پيمايش حاصل شده بود، تا سال 1356 منتشر نگرديد. بر اساس اين پيمايش، گرايش ديني جامعه، بسيار بيشتر از حدّي بود که مسئولان رژيم مي­پنداشتند.
اولين موضوعي که در پيمايش دکتر اسدي در بحث دين­داري مهم است، نرخ نماز فرادي است. در پيمايش سؤال شده که «کدام يک از فرايض ديني خود را انجام مي­دهيد؟» با گزينه­هاي «هميشه، گاهي، هيچ­وقت». گزينۀ اول (هميشه) 83درصد، گزينۀ دوم 11­درصد و گزينۀ سوم 6درصد پاسخ داشته­اند؛ يعني در سال 1353 نرخ نماز فرادي در جامعه، 83 درصد بوده که رقم بسيار بالايي است. تصوّر رژيم اين بود که در پي اقداماتش در زمينۀ ترويج مدرنيته (تجدّد) و ورود گستردۀ مدرنيزاسيون در كشور، جامعه مي­بايست بسيار کمتر از اين، به دين گرايش داشته باشد. دکتر اسدي در اين پيمايش دربارة روزه هم سؤال کرده با همان سه گزينه که 79­درصد اظهار کرده­اند هميشه روزه مي­گيرند و 13­درصد گفته­اند گاهي و 6­درصد هم گفته­اند اصلاً روزه نمي­گيرند و 2­درصد هم معتقد بودند که روزه واجب نيست.

يعني در زماني که اوج تلاش رژيم براي دين­زدايي و ترويج فرهنگ غربي بود...

دقيقاً اين ارقام از آن جهت قابل توجّه است که در آن زمان جامعه در همۀ ابعاد، تحت سيطرۀ فرهنگ و تمدّن غرب بود. خيلي از نهادها و مؤسسات تمدّني جديد، در دورة پهلوي اول در ايران وارد شده و بر جامعه تأثير گذاشتند. اينها نماد مدرنيسم بودند و انتظار اين بود که جامعه در برابر امواج مدرنيسم تسليم شده و گرايش به دين در آن ضعيف شده باشد. اما اين ارقام نشان مي­داد که چنين نيست. يعني با وجود تجدّد و نوسازي در ايران که بر مبناي فرهنگ غربي بود، جامعه مطابق نظر و خواست رژيم، بي­دين نشد. درستي نتايج پيمايش دکتر اسدي از آنجا معلوم مي‌شود که چهارسال بعد از آن در ايران، انقلاب اسلامي وقوع پيدا مي­کند. در مورد نرخ رفتن به مسجد هم در پيمايش دکتر اسدي سؤال شده که 71­درصد گفته بودند به مسجد مي­روند و 29­­درصد گفته بودند که نمي‌روند. از ميان افرادي که گفته بودند به مسجد مي­روند، 36­درصد هر روز به مسجد مي­رفتند و 23­­درصد دو يا سه بار در هفته و 19­درصد هفته­اي يک بار و 20­درصد دو يا سه بار در ماه. اگر به همان عدد 36­درصد هم توجّه کنيم که هر روز به مسجد مي­رفتند، متوجّه مي­شويم که بيش از يک سوم جامعه در مساجد حضور منظّم و روزانه داشته­اند.
از سؤال­هاي پيمايش دکتر اسدي ما اين سه مورد، نماز فرادي و روزه و رفتن به مسجد، را انتخاب کرديم تا نشان دهيم در سال­هاي پيش از انقلاب اسلامي، وضع دين­داري جامعه چگونه بوده است. روشن است كه دين­داري فقط محدود به مناسك ديني و انجام فرايض نيست. ابعاد اعتقادي، اخلاقي، آداب و مراسم ديني هم از عناصر اصلي دين­داري است. اما با توجّه به اهميت فريضۀ نماز و روزه در سنجش دين­داري و اينكه ابعاد ديگر در اين پيمايش­ها مورد بررسي قرار نگرفته و قابليت مقايسه بين پيمايش­ها وجود ندارد، به بحث مناسك كه در همۀ اين پيمايش­ها مورد سؤال واقع­شده، توجّه شده است.
دومين پيمايشي که در کشور انجام شد، با عنوان «بررسي آگاهي­ها، نگرش­ها و رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي در ايران» توسّط دکتر محسني است. دکتر محسني در سال 1353 دستيار دکتر اسدي بوده است. در سال 1374 به سفارش دبيرخانة شوراي فرهنگ عمومي، اين پيمايش انجام شده و مسئول آن هم ايشان بوده است. جامعة آماري اين پيمايش، افراد 16 سال به بالا و ساکن مناطق شهري بوده­اند و نمونه­ها از 5 مرکز استان انتخاب شده و دو شهر از هر استان و در مجموع 15 شهر در اين پيمايش انتخاب شد. جمعيت آماري هم 3540 نفر گزارش شده است. اين پيمايش شامل 140 سؤال بسته و 7 سؤال باز بوده است. اهميت اين پيمايش آن است که همان پرسش­نامۀ پيمايش سال 1353 در آن به کار گرفته شده است. گزارش اين پيمايش در سال 1379 توسّط دبيرخانۀ شوراي فرهنگ عمومي منتشر شد و در آن گزارش، در خصوص مناسك ديني اشاره‌اي نشده است.

اين پيمايش­ها به صورت موردي و نامنظّم انجام مي­شده يا بر طبق يک برنامه، مثلاً مانند سرشماري عمومي که هر دهه تکرار مي­شود؟

از اواسط دهۀ هفتاد شمسي، كم كم در ميان مسئولان فرهنگي کشور اين گرايش به وجود آمد که براي سنجش جامعه به لحاظ گرايش­هاي فرهنگي و اجتماعي، پيمايش­هايي انجام گيرد. اين امر در قانون برنامۀ سوم توسعه هم لحاظ گرديد و قانونگذار با درك اهميت اين موضوع، در مادۀ 162 قانون برنامۀ سوم توسعه، انجام سه طرح پژوهشي ملّي را به تصويب رساند. اين مادّه در برنامۀ چهارم نيز عيناً تثبيت شد. مطابق اين قانون، براي شناخت وضعيت فرهنگي جامعه، سه طرح ملّي با هدف شناخت ارزش‌ها و نگرش‌ها، رفتارهاي فرهنگي و فضاهاي فرهنگي به صورت منظّم و در فاصلۀ زماني يك و دو ساله در دستور كار قرار گرفت. بدين منظور مركزي با عنوان دفتر طرح‌هاي ملّي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي انجام اين طرح‌ها تعريف شد و سه طرح ملّي «ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان»، «رفتارهاي فرهنگي ايرانيان» و «فضاهاي فرهنگي ايران» در دستور كار قرار گرفت.
به هر حال همين که مسئولين به اين اتّفاق نظر رسيدند که مرکزي براي سازماندهي چنين پيمايش­هايي تأسيس شود، بسيار مهم بود. قرار بود که هر دو سال يک­بار اين پيمايش­ها تکرار شود. اولين پيمايش توسّط اين مرکز، همان پيمايش «ارزش­ها و نگرش­هاي ايرانيان بود» که با مسئوليت دکتر رضايي اجرا شد كه از آن به عنوان «موج اول» ياد مي‌شود. اگر گزارش­هاي آن را ديده باشيد، يک گزارش کل دارد و براي هر استان هم يک مجلّد گزارش ارائه شده است. جامعة آماري پيمايش افراد بالاي 15 سال و خانواده­هاي معمولي ساکن در 28 مرکز استان است. جمعيت آماري 16824 نفر و 189 سؤال بسته و باز داشته است که 15 سؤال به موضوع دين مربوط است. در اين پيمايش نرخ نماز فرادي 59­­درصد هميشه و 6/22­درصد اکثر اوقات است كه جمع آنها مي­شود 6/81­­درصد و در مقايسه با رقم پيمايش دکتر اسدي، چندان تفاوت ندارد. در باب روزه سؤال و نتيجه­اي ذکر نشده اما در مورد نماز جماعت، 1/6­­درصد هميشه و 1/14­درصد هم اکثر اوقات در نماز جماعت شرکت مي‌کنند که مجموع آن مي­شود حدود 2/20­درصد. 30­درصد گاهي و 36­درصد به ندرت و 22درصد هيچ وقت در نماز جماعت شرکت نمي­کنند. به هر حال اين نتايج را البته بايد با لحاظ کردن اين موضوع بررسي کرد که اولاً تجربة كشور ما در اين زمينه زياد نيست و هم اينکه مستندات گسترده‌اي نداريم لذا بايد خيلي با احتياط زياد دربارۀ نرخ اين موارد در جامعه سخن گفت.
در سال 1382، موج دوم پيمايش ارزش­ها و نگرش­هاي ايرانيان انجام شد. مسئول طرح، دکتر گودرزي بوده و جمعيت آماري هم 4581 نفر و با 163 سؤال باز و بسته که 20 سؤال به موضوع دين مربوط بود. اين گزارش به تفکيک استان­ها نيست و به صورت ملّي تعريف شده و فقط يک گزارش کل كشور دارد. در اين پيمايش 5/69­درصد اظهار داشته­اند اکثر اوقات، 6/17­درصد گفته­اند گاهي و 8/12­درصد گفته­اند به ندرت نماز مي­خوانند. اين عدد 5/69درصد، نسبت به پيمايش­هاي قبلي در مورد نماز خواندن، فاصلة قابل توجّهي دارد و بايد تحليل شود که از حوصلة بحث ما خارج است. در مورد روزه، سؤال شده «چنانچه عذر شرعي نداشته باشيد تا چه حد خود را مقيّد به روزه گرفتن مي­دانيد؟» و پاسخ 8/85­­درصد اين بوده که خود را کاملاً مقيّد مي­دانند که اين رقم بسيار بالا و نسبت به رقم تقيّد به نماز خواندن بالاتر است که جاي بحث و تحليل دارد و نشان­دهندة تحوّل در دين­داري مردم مي­تواند باشد. در پيمايش­هاي قبلي معمولاً نرخ روزه پايين­تر از نرخ نماز خواندن بوده در حالي که اينجا برعکس است. در مورد نماز جماعت، 9/13­­درصد اکثر اوقات، 9/26­­درصد گاهي و 2/59­درصد به ندرت در نماز جماعت شرکت مي­کنند. به نظر مي‌رسد 9/13­درصد (اکثر اوقات) طيف اصلي شركت­كنندگان در نماز جماعت هستند و احتمالاً برخي افراد طيف دوم يعني 9/26­درصد (گاهي) نرخ معتبر نماز جماعت باشد. اگر مجموع دو طيف اکثر اوقات و گاهي در اينجا احتساب شود، حدود 40­درصد مي‌شود که براي حضور در نماز جماعت نرخ بالايي است؛ به خصوص نسبت به پيمايش­هاي قبل که حدود 20­­درصد بوده است.
اتّفاق جالبي که در مرکز طرح­هاي ملّي افتاد، اين بود که تصميم گرفته شد پرسش­نامه­هاي پيمايش دکتر اسدي و دکتر محسني دوباره با اندک تغييراتي براي يک پيمايش جديد مورد استفاده قرار گيرد. اين پيمايش جديد به سال 1383 مربوط مي­شود، يعني حدود سي­سال بعد از اولين پيمايش. جامعۀ آماري افراد 15 تا 64 سال بوده و جمعيت آماري هم 8608 نفر و تعداد پرسش­ها 134 سؤال بسته و باز بوده و سؤالات ديني 6 مورد به صورت مستقيم. نتيجۀ اين پيمايش در مورد نماز 5/83­­درصد «هميشه» است كه رقم آن به پيمايش دکتر اسدي بسيار نزديك است و آن را تأييد مي­کند. در مورد روزه، رقم 8/84­­درصد به دست آمده که با نتيجۀ پيمايش قبلي خيلي نزديک است و آن را تأييد مي­کند. اين يک واقعيت است که در جامعه، گرايش به روزه­داري افزايش يافته است و مي­دانيم که در ايام روزه­داري، تقيّد به نماز وجود دارد در حالي که در حالت غير روزه ممکن است افراد در بجا آوردن نمازشان کاهلي کنند. اين پيمايش در مورد نماز جماعت، رقم 8/19­درصد هميشه و 3/51­­درصد گاهي و 1/8­­درصد هيچ وقت را به دست داده است. به نظر مي‌رسد رقم 8/19­­درصد (هميشه) بيانگر طيف حاضر در مساجد است. ملاحظه مي‌کنيد كه اختلاف طيف­بندي در پيمايش­ها، خود مشكلاتي را در اظهار نظر باعث مي‌شود.

اين مواردي را که اشاره کرديد و نکات بسيار روشنگرانه‌اي داشت، قبلاً و خارج از سازمان انجام شده‌اند. خود سازمان در اين مسير چه اقداماتي داشته است؟

ما به عنوان سازمان تبليغات اسلامي که در حوزۀ فرهنگ ديني عمدتاً فعاليت دارد و مديريت اين بخش از سوي نظام به سازمان واگذار شده است، از سال 1383 مطالعاتي را در بحث سنجه­هاي ديني انجام داديم. البته در پيمايش­هاي ملّي که وزارت ارشاد انجام مي­داد، بخش دين را سازمان تبليغات بر عهده داشت. ما فکر کرديم که خيلي خوب است که در کنار پيمايش­هاي ملّي عام، پيمايش ملّي دين­داري هم انجام شود. مشکل اول ما در اين زمينه اين بود که پيمايش دين­داري در ايران سابقه نداشته و ما تجربه و آمادگي لازم در كشور را براي اجراي چنين پيمايشي نداريم. البته در دنيا هم مطالعات دين­داري يک شاخۀ جديدي است که تقريباً از 1960 به بعد شکل گرفته است. عمده‌ترين مطالعات در اين زمينه هم در آمريکا براي جامعۀ پروتستان انجام گرفته است. به هر حال، ابتدا با همکاري وزارت ارشاد و پژوهشکدۀ دانشگاه تربيت مدرّس و پژوهشکدۀ حوزه و دانشگاه، جلسات تخصّصي در کشور طراحي شد با عنوان «نشست‌هاي تخصّصي سنجه­هاي دين­داري» که چند جلسۀ آن در بهار سال 1384 برگزار شد اما به دلايلي که به مديريت اجرايي آن برمي­گشت، متوقّف شد. در آن نشست­ها طرحي ريخته شد تا با استفاده از تجربة غرب در سنجه­هاي دين­داري، ما هم بر اساس ويژگي­هاي کشور خودمان چنين سنجه­هايي را تعيين کنيم. در غرب دو روان­شناس به نام­هاي هيل و هود تمام مقياس­هاي مربوط به دين را از کارها و پژوهش­هاي که انجام شده بود، استخراج کرده بودند. ما هم به اين نتيجه رسيديم که اگر بخواهيم کار جديدي در ايران انجام بدهيم بايد ابتدا ببينيم که تاکنون چه کارهايي انجام شده است. لذا در سال 1385، پژوهشي تعريف شد که سنجه­هاي دين­داري را در ايران رصد کنيم. در اين چهارچوب تمام پژوهش­هاي دانشگاهي و يا دولتي در اين زمينه را رصد کرديم که خروجي آن، گزارش طرح «بررسي سنجه­هاي مرتبط با دين در ايران» بود که بعداً با عنوان سنجه­هاي دين­داري در ايران به صورت کتاب هم منتشر شد. سال 85 که اين اتّفاق افتاد، ما در واقع با ظرفيت پژوهش در حوزة دين­داري آشنا شديم. بر اين مبنا پيش­بيني يک پيمايش تخصّصي در حوزة دين را کرديم و هدف اصلي، انجام يک پيمايش ملّي بود. اما براي اينکه بتوانيم اين پيمايش ملّي را انجام بدهيم، لازم بود که ابتدا در يک سطح محدودتري اين کار را انجام بدهيم تا بعد براي پيمايش ملّي کم کم آماده شويم.

اين در چه سالي بوده و با چه مشخّصاتي؟

اين پيمايش در سال 1386 با عنوان «آزمون سنجه­هاي دين­داري در ايران» انجام شد. اگر بخواهيم در ادامۀ پيمايش­هاي قبل در نظر بگيريم، در واقع ششمين پيمايش در فهرستي است كه تاكنون عرض كردم. در اين پژوهش، گويه­هايي را که در پيمايش­هاي معتبر دانشگاهي مربوط به دين­داري يا پيمايش­هاي عامي که سؤالات دين­داري داشتند، وجود داشت، استخراج کرديم و در چند مرحله اين گويه­ها غربال شدند و در نهايت پيمايشي با اين مشخّصات انجام شد: جامعة آماري افراد بالاي 15 سال و در 5 شهر مرکز استان (تهران، قم، اصفهان، تبريز و اهواز) که به دلايل جغرافيايي و ديني اهميت داشتند، با جمعيت آماري 3 هزار نفر. تعداد 157 سؤال طراحي شده بود که 149 سؤال و گويه مربوط به دين بود. نتايج اين پيمايش در همان سال 1386 منتشر گرديد. يک مجلّد گزارش نتايج کلّ پيمايش را شامل مي­شود و براي هر مرکز استان هم يک مجلّد جداگانه اختصاص داده شده است. در اين پيمايش، نرخ خواندن نمازهاي واجب 64­درصد هميشه، 17درصد زياد و بقيه هم تا حدّي، کم و خيلي کم و هيچ­وقت بوده است که براي ما همان 64 و 17 درصد مهم است که روي هم مي­شود 81­­درصد و بسيار نزديک به نتيجة پيمايش­هاي قبلي است. ما براي آنکه دقّت پاسخ دادن افزايش پيدا کند، به جاي سه يا چهار طيف، شش طيف قرار داديم: هميشه، زياد، تا حدّي، کم، خيلي کم، هيچ. در مورد نرخ روزه، 9/57­­درصد هميشه و 2/19­درصد زياد را پاسخ داده­اند که روي هم مي­شود 1/77­درصد که اين هم به رقم پيمايش دکتر اسدي (79­درصد) خيلي نزديک است.

جامعة آماري پيمايش آقاي دکتر اسدي، هم شهري بود و هم روستايي، ولي در پيمايش­هاي بعدي و از جمله همين پيمايش شما، جامعۀ آماري فقط شهري است. اين چه اثري روي نتيجه دارد؟

اگر جامعۀ روستايي هم ملحق مي­شد در اين پيمايش، قطعاً ارقام مذکور بالاتر مي­رفت. البته در مورد روزه بايد توجّه داشت که پيمايش‌هايي که از اوايل دهۀ 80 انجام شده، زماني است که فصل روزه، فصل مناسبي است. اين خودش يک متغيّر مهم است. يعني روزه ابتدا در اواخر پاييز و اوايل زمستان است. بعد کم کم به پاييز مي­آيد و در پيمايش ما هم در پاييز بوده. کم کم که به تابستان مي­رسد و روزه داشتن دشوار مي­شود و روي اين نگرش­ها تأثير مي­گذارد.

چرا در پيمايش­هاي بعدي، جامعة روستايي حذف مي­شود؟

اين به دليل مشکلات انجام پيمايش در جوامع روستايي است. بخشي از کار پيمايش، طراحي است که مشکل زيادي ندارد، ولي يک بخش از آن که اجرايي است، دشواري­هاي خاصّ خود را دارد. نظير مشکلات جمع­آوري اطلاعات در روستاهاي دورافتاده، چون بايد نمونه، نمونة تصادفي باشد. به همين دليل جامعۀ آماري محدود به شهري­ها شده است. در بسياري از پيمايش­ها هم مشکل هزينه باعث شده که جامعۀ روستايي لحاظ نشود. در هر حال، به لحاظ علمي اين پيمايش­ها به گونه­اي طراحي مي­شود که از کمترين حدّ خطا برخوردار است و اين خطا، کمتر از ميزان استاندارد است. اگر درصد خطا بالا برود، اين پيمايش از اعتبار علمي مي­افتد. فرض ما اين است که اين پيمايش­هاي ملّي از نظر روشي مشکل ندارند. اينکه از ميان اين همه پيمايش­هاي مختلفي که در دانشگاه­ها و دستگاه‌هاي دولتي انجام مي­شود، اين چند نمونه گفته شد، به جهت اعتبار علمي­شان است.
اهميت پيمايشي که ما در سازمان انجام داديم، اين بود که اولاً پيمايش تخصّصي دين­داري بود و با سؤالات مختلف، همة حوزه­هاي اعتقادي، اخلاقي، مناسکي، ‌عواطف ديني، و تجربه­هاي ديني را سنجيديم. تمام کارهايي که در ايران انجام شده، عمدتاً کارهاي دانشگاهي مبتني بر مدلي است که دو تن از صاحب­نظران علوم اجتماعي، گلاک و استارک، آن را طراحي کرده­اند. در اين مدل، سنجه­هاي دين­داري در پنج بُعد اصلي طراحي شده که بعد به چهار بُعد کاهش داده شده است. مدل اين دو دانشمند، به فارسي هم ترجمه شده و مبناي کار دانشجويان دوره­هاي تحصيلات تکميلي است. ما در سازمان به اين نکته توجّه داشتيم که مدل گلاک و استارک، به رغم محاسن و مزايايي که دارد، مخصوص مسيحيت و مذهب پروتستان و در واقع مبتني بر جامعة آمريکا طراحي شده و ما در ايران براي انجام پيمايش ملّي، نيازمند يک مدل بومي هستيم. بالاخره دين در سنّت مسيحي و پروتستان، ‌متفاوت است با دين در سنّت اسلامي و با قرائت شيعي. اينکه گفته مي­شود آمريکا، ديني­ترين جامعة غربي است، بسيار مفهوم متفاوتي است از اينکه گفته مي­شود ايران يک جامعة ديني است. لذا توجّه داشتيم که مدل گلاک و استارک بومي شود.

بجز اين پيمايش، کار ديگري هم انجام شده؟

دو کار ديگر را هم انجام داديم. آقاي دكتر خداياري­فرد که از اساتيد روان­شناسي هستند، در سال 88 پيمايشي را مي‌خواستند انجام بدهند و مکاتبه‌اي بين دانشگاه تهران و چند دستگاه انجام شد، از جمله سازمان تبليغات اسلامي، سازمان ملّي جوانان، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات و وزارت علوم. قرار شد که اين چهار دستگاه از اين پيمايش پشتيباني کنند. آقاي دکتر خداياري­فرد پيمايشي اختصاصي براي دين طراحي کردند که ما هم در آن مشارکت داشتيم. جامعة اين پيمايش، افراد 19 تا 60 سال خانوارهاي مسلمان ساکن 30 شهر مرکز استان و نمونة آماري 15373 نفر بود. تعداد سؤالات 110 مورد که 102 مورد آن پيرامون دين بود. گزارش نتيجة اين پيمايش تحت عنوان «آماده­سازي مقياس دين­داري و ارزيابي سطوح دين­داري اقشار مختلف جامعۀ ايران» تنظيم شده است. در گزارش پيمايش آقاي دکتر خداياري­فرد که منتشر شده، متأسّفانه به نرخ نماز فرادي و نرخ روزه اشاره­اي نشده است. فقط در مورد نماز اول وقت، يک سؤالي را در گزارش مطرح کرده­اند که البته نماز اول وقت خود يک بحث خاص است که ما نمي­توانيم به استناد يک پيمايش، در مورد آن اظهار نظر کنيم. يک سؤال ديگر مرتبط با بحث دين، نماز جمعه است که ميزان شرکت در نماز جمعه در پيمايش آقاي دکتر خداياري­فرد بايد در جاي خودش مورد بحث قرار بگيرد. به هر حال، در گزارش مکتوبي که رسماً منتشر شده، دربارۀ نماز و روزه چيزي نيامده است.
کاري هم اخيراً در سال 88 به عنوان يک پيمايش ملّي تخصّصي در بحث دين­داري توسط آقاي دکتر طالبان به سفارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) انجام شد. جامعۀ آماري اين پيمايش تمامي افراد 18 سال به بالاي خانوارهاي معمولي شهري و روستايي ساکن در 30 استان است و نمونة آماري، 5­ هزار نفر است. تعداد سؤالات 145 سؤال بسته است که 137 سؤال آن در رابطه با دين است. مزيّت کار آقاي دکتر طالبان نسبت به کارهاي قبلي اين است که سؤالات مستقيم نيستند. مثلاً پرسيده نشده شما نماز مي­خوانيد؟ بلکه سؤال شده که اگر نمازتان قضا شود، خيلي ناراحت مي­شويد؟ 4/42­­درصد جواب داده­اند کاملاً، 2/35­­درصد بله و 5/14­­درصد شايد و 5/3­­درصد هم خير و 3­­درصد هم اصلاً. اين سؤال به طور غيرمستقيم در واقع مي­خواهد ميزان انجام فريضة نماز را کشف کند. دو رقم مربوط به دو طيف اول روي هم مي­شود 6/77­­درصد که به نتايج پيمايش­هاي قبلي نزديک است.
آقاي دکتر طالبان نمازها را هم جدا کرده و در مورد خواندن نماز صبح، عدد 9/36­درصد هميشه، 5/30­­درصد اکثر مواقع، 5/11­­درصد برخي ايام و بقيه به ندرت و هيچ وقت را اظهار کرده­اند که باز اينجا آن 9/36 و 5/30 در واقع مي­شود 4/67­درصد ميزان نماز خواندن در نوبت صبح. اما در همين پيمايش آقاي دکتر طالبان، براي نماز ظهر و عصر 9/61­درصد هميشه، 7/20­درصد اکثر مواقع را اظهار داشته­اند. روشن است که بالاخره نماز صبح را نمي­توانيم با نماز ظهر و عصر مقايسه کنيم. در واقعيت اجتماعي هم همين طور است. شما در شهرستان اصطهبان در استان فارس صبح که وارد مسجد مي­شويد، اگر زمان را ندانيد، فکر مي­کنيد نماز مغرب و عشاء است يا نماز ظهر و عصر است، چون مسجد پُر است و همه به نماز صبح ايستاده­اند. آن جا يک پايگاه مذهبي تاريخي شکل گرفته که فريضۀ نماز صبح بسيار مهم و با ارج و قُرب است. اما در استان ديگري در ‌بعضي از مساجدشان اصلاً فريضۀ صبح تعطيل است. ما بايد به اين اختلافات توجّه داشته باشيم.
در مورد روزه، در کار آقاي دکتر طالبان پرسيده شده که در ماه رمضان گذشته بجز روزهايي که روزه بر شما واجب نبود، يعني عذر شرعي داشتيد، چقدر روزه گرفتيد؟ باز اين يک سؤال غيرمستقيم است که 6/46­درصد گفته­اند همۀ روزها، 9/21­درصد گفته­اند بيشتر روزها و 5/12­­درصد گفتند بعضي روزها. مجموع دو طيف اول و دوم، 5/68­درصد مي­شود. بايد توجّه داشته باشيم در بحث روزه در سال 88 که اين پيمايش انجام شده، زمان ماه مبارک در شهريورماه است، يعني نزديک به روزهاي بلند و گرم تابستان.
در مورد نماز جماعت هم سؤال شده، چقدر در مسجد و اداره نماز جماعت مي­خوانيد؟ 4/6­­درصد گفته­اند خيلي زياد و 2/16­­درصد گفته­اند زياد که جمع اينها مي­شود 6/22­درصد و خيلي نزديک مي­شود به اعدادي که در پيمايش­هاي قبلي در اين زمينه داشتيم.
اينجا باز هم بايد تأکيد کنم که ما نمي­خواهيم اين اعداد را تعميم بدهيم و بگوييم نرخ قطعي نماز در كشور اين است. هدف من از اين بحث آن است که ما وقتي مي‌خواهيم در مورد يک امر مشخّصي از حوزة دين يا فرهنگ اظهار نظر کنيم، دو راه بيشتر نداريم؛ يا يک مطالعات مستند و معتبري در آن حوزه شکل گرفته و ما به آن مطالعات و نتايج استناد مي­کنيم، يا اينکه چنين مستنداتي وجود ندارد و ما بايد مقدّمات انجام آن پيمايش­ها را فراهم کنيم و داده­هاي معتبر و لازم را توليد کنيم. ما بعد از اينکه کار مطالعات سنجه­هاي دين­داري را انجام داديم و در 5 استان هم پيمايش را صورت گرفت، در سال 88 آماده شديم که پيمايش ملّي دين­داري را برگزار کنيم. اما فتنۀ بعد از انتخابات باعث شد که ما انجام پيمايش را به تعويق بيندازيم. مجري پروژه برداشتش اين بود که آن حوادث، نتايج پيمايش را تحت تأثير قرار مي­دهد و ما بايد صبر کنيم زمان بگذرد، التهابات بخوابد و سپس در يک فضاي آرام، اين پيمايش صورت بگيرد.
لذا علي­رغم اينکه اين طرح قبلاً شروع شده بود، انجام پيمايش را متوقّف کرديم و تا بهار امسال به تعويق انداختيم. بهار امسال شرايط الحمدلله مساعد بود. به هر حال، ما قبل از ماه مبارک، جمع­آوري اطلاعات را در پيمايش ملّي دين­داري انجام داديم. اين پيمايش سازمان نسبت به پيمايش­هاي قبلي، مزيت­هايي دارد؛ اولاً مبتني بر تجارب گذشته است، مضافاً اينکه نسبت به آن مدل بومي، دقّت وجود داشته و صرفاً از مدل غربي استفاده نشده است. با توجه به تقسيم­بندي افعال به حلال و حرام و مکروه، در پيمايش بخشي را به محرمات اختصاص داديم. فرد مؤمن، فردي که در جامعة اسلامي زندگي مي­کند، همان گونه که تکاليفي بر انجام فرايض دارد، يک تکاليفي هم در ترک محرمات دارد. در حالي که اصلاً در مسيحيت چيزي به نام محرمات ديني وجود ندارد. به هر حال، اين پيمايش اختصاصي سازمان که نهمين پيمايش در فهرست برشمرده است، در حال انجام است و گزارش آن در 33 مجلد انشاءالله ارائه خواهد شد. 30 مجلّد استاني، يک مجلّد گزارش کلّ کشور، يک مجلّد گزارش کلّ شهري، و يک مجلّد گزارش کلّ روستايي.

باني اين کار در سازمان شما بوديد يا قبلاً هم کسي کاري کرده بوده و شما دنبال آن را گرفتيد؟

اين کار را در سازمان، مجموعة ما يعني دفتر پژوهش­هاي كاربردي پي­ريزي کرد. در سال­هايي که من در سازمان بوده­ام، به واسطة حضور آقايان خاموشي و موسوي هوايي و فرصتي كه براي اين مديريت فراهم شد، اين کار را دنبال کرديم و فکر مي­کنم باقيات صالحات خيلي خوبي است. در واقع سازمان تبليغات اسلامي در اين حوزه اصلاً وظيفه­اش بوده که ورود کند و علمي هم وارد شده است. ما تمام بررسي­ها و پژوهش‌هاي مشابه را از صدر تا ذيل بررسي کرده­ايم، منابع غربي و يا داخلي را ديده­ايم، پرسش­نامۀ طراحي­شده را به نظر اساتيد و صاحب­نظراني که در کشور وجود دارند، رسانده­ايم. اساتيد اصلي اين چند تا دانشکدۀ اصلي علوم اجتماعي، يعني دانشگاه تربيت مدرّس، دانشگاه تهران، دانشگاه تربيت معلّم، دانشگاه علامه، اينها همه پرسش­نامه را ديدند. براي فضلاي قم هم فرستاديم، پرسش­نامه را ديدند و از نظراتشان بهره برديم. مضافاً بر اينکه طرح، ناظر علمي دارد و آقاي دکتر سراج­زاده ناظر طرح هستند و با دقّتي که دارند، نظارت کردند. من فکر مي­کنم اين برنامة خيلي خوبي براي سازمان شده. الآن با قاطعيت عرض مي­کنم هر کسي که در کشور کاري در مورد دين­داري انجام بدهد، لابدّ است از مراجعه به سازمان، از اين نظر که اينجا يک تجربه­اي شده که اين تجربه را بايد ملاحظه کند.

توضيحاتي که شما دربارۀ روند سنجش دين­داري در جامعۀ ايران داديد، روشن مي‌کند که ديدگاه شما مبتني بر يافته­هاي دقيق علمي است که به هر حال مي­تواند تحليل شود و ابعاد مختلفي را از اين مقوله باز کند. از اين پژوهش­ها چه نتيجه‌اي دربارة وضعيت دين­داري در جامعه و روند تحوّل آن مي‌توان گرفت؟

ببينيد! در مورد دين­داري نظر ما همين است که گزارش­هاي آن ارائه شده و خلاصه و چکيدۀ آن را گفتم که البته توصيف بود و تحليل نداشت. اما انتشار پژوهش­ها در ادامة کاري است که ما در بحث دين­داري دنبال مي‌کنيم. يافته­هاي پيمايش گرايش­هاي فرهنگي و نگرش­هاي اجتماعي (گودرزي) سال 1383 در سه مجلّد توسط سازمان منتشر شد. نظر ما اين است که بايد ادبيات اين حوزه را تقويت کنيم. بر اين مبنا کاري را با موضوع تحولات سه­دهه دين­داري در ايران سفارش داديم که مجري بر اساس نتايج پيمايش­هاي سال­هاي 53 و 74 و 83 تحوّلات دين­داري را تحليل کند. اين کار در سال 87 سفارش داده شد و الحمدلله انجام شده و ويرايش اول آن ارائه گرديده. ويرايش دوم قرار است از طرف مجري به ما داده بشود. اين در واقع يک فراتحليل از آن سه پيمايش اسدي، محسني و گودرزي است. اين فراتحليل که کامل و نهايي بشود، در واقع پاسخ سؤال شماست که مي­توانيد خلاصة آن را منتشر کنيد. همچنين كتاب سنجه‌هاي دين­داري را ـ كه همان گزارش كلّ پيمايش آزمون سنجه­هاي دين­داري در ايران است ـ در سال 1388 توسط انتشارات جامعه و فرهنگ منتشر كرديم. لازم به ذكر است كه اين مجلّد به همراه گزارش‌هاي پنج استان، در شش مجلّد در حال چاپ است.

دربارة فعاليت­هاي ديگر دفتر هم توضيح بفرماييد. مخصوصاٌ اينکه نتايج اين پژوهش­ها چگونه به مراکز برنامه­ريزي و تصميم­سازي و اجرايي در حوزۀ فرهنگ منتقل مي­شود.

از ديگر اقدامات دفتر پژوهش اين بوده که ما همين پژوهش­هاي دين­داري را به صورت موضوعي هم انجام داده­ايم. مثلاً در سال 1384 پژوهش نگرش دانشجويان را نسبت به رفتارهاي ديني سنجيديم. همچنين دربارۀ عفاف و حجاب، پژوهش­هاي مرتبطي را انجام داديم. ابتدا در سال 1384 پژوهشي را با عنوان «بررسي نگرش زنان نسبت به انواع پوشش­هاي رايج» انجام داديم که نظر خانم­ها نسبت به پوشش به معناي عامّ و حجاب به معناي خاصّ چيست؟ پيمايشي طراحي شد که جامعۀ آماري آن، زنان تهراني بودند با نمونۀ آماري هزار و صد نفر که نمونۀ بالايي است. اين پيمايش را به جهاد دانشگاهي دانشکدۀ علوم اجتماعي سفارش داديم که توسّط آقاي دکتر فرجي و خانم دکتر حميدي انجام شد و نتايج بسيار خوبي داشت. الآن فرصت نيست که نتايج آن پيمايش را توضيح بدهم. اقدام بعدي که ما انجام داديم، اين بود که بر مبناي همين پيمايش که نگرش­سنجي بود، رفتارسنجي هم بکنيم. در سال 84 اين پيمايش به ما نشان داد که 93­درصد به حجاب، نگاه مثبت دارند، آن را به عنوان يک امر شرعي تلقّي مي­کنند و به آن عقيده دارند. در پيمايشي که در سال 86 طراحي و اجرا کرديم، هدف را اين گذاشتيم که رفتار را بسنجيم. چون يک نفر ممکن است به حجاب معتقد باشد، ولي در عمل در رعايت آن کوتاهي کند. بنابراين پيمايشي تحت عنوان «فرهنگ پوشش و حجاب در زندگي روزمرۀ زنان ايراني» در 5 مرکز استان تهران، قم، تبريز، اهواز و اصفهان با نمونۀ آماري 3000 نفر انجام گرفت. اين پيمايش هم نتايجي بسيار عالي داشت.
در مورد بخش دوم سؤال شما بايد يادآوري کنم که ما يک فرايند تصميم­سازي داريم، يک فرايند تصميم­گيري. فرايند تصميم­سازي فرايندي است که توسّط بخش کارشناسي صورت مي­گيرد. فرايند تصميم­گيري توسّط مدير اعمال مي­شود. ما بايد سعي کنيم بخش کارشناسي را تقويت کنيم. يعني تصميم­گيري مبتني بر تصميم­سازي بشود. ما با انتشار نتايج اين پژوهش­ها، سعي مي­کنيم آن بخش کارشناسي را کارآمد کنيم. گاهي دوستان مي­گويند چرا اينها را محدود منتشر مي­کنيد؟ بخشي از آن برمي­گردد به بضاعت ما و بخشي هم بر مي­گردد به اينکه اين گزارش­ها به درد مديران ارشد نظام و دستگاه‌هاي ديني از جمله سازمان مي‌خورد. هر کسي نمي­تواند از اين گزارش­ها استفاده کند. تازه مدير هم بايد وقت بگذارد، آمادگي ذهني و رواني داشته باشد، بتواند مطالعه کند و به جمع­بندي برسد. به هر حال، نتايج کلّ پيمايش را منتشر کرديم و براي دفتر مقام معظّم رهبري، آقاي دکتر خاموشي، معاونين سازمان، دستگاه­هاي حاکميتي، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و نهادهاي مرتبط ارسال نموديم. البته نتايج هر کدام از اين پيمايش­ها ضمن يک مقالة علمي به طور خلاصه و موجز منتشر شده است. اين پيمايش­ها در اختيار مسئولين قرار مي­گيرد. اين پيمايش­ها در واقع مبتني بر يک فرضيه و فرضيه­هايي شکل مي­گيرد و داراي چهارچوب نظري و مفهومي است. صرفاً افکارسنجي يا نظرسنجي نيست.
در اين پيمايش دوم حجاب که بسيار نتايج آن خوب بود، توانستيم علاوه بر نگرش، وضع موجود حجاب را تبيين کنيم. ممکن است شما بفرماييد که اين وضع موجود که ما الآن مي­بينيم، زياد مناسب و قابل قبول نيست و ملاک شما هم همين محدودة ساختمان معاونت پژوهشي، دويست­متر بالاتر از ميدان وليعصر باشد! من کماکان معتقدم که نبايد نمونه­هايمان را به طور خاصّ و سليقه­اي و شخصي انتخاب کنيم. ما يک جامعه­اي داريم، جامعۀ شهري و جامعۀ روستايي داريم، دختر جوان داريم، زن مسن داريم، تحصيلکرده داريم، غير تحصيلکرده داريم، مرفّه داريم، متوسّط داريم، اقشار پايين داريم. همۀ اين عوامل در مسئله­اي به نام حجاب تأثيرگذار است. اين نکته را هم نبايد فراموش کنيم که تحولات اجتماعي در جامعۀ ايران، سرعت زيادي دارد. در بررسي­هاي ما روي دين­داري، اين مشخّص است که در حوزة اعتقادات فردي، تغيير خاصّي روي نداده و خيلي فرق نکرده است.

به هر حال به نظر مي­رسد که تغييري اتّفاق افتاده است مثلاً نسبت به دهة اول انقلاب...

بله. با توجّه به پژوهش­هاي ديگر ممکن است بگوييم که نرخ انجام نماز فرادي الآن 78­درصد است در حالي که سه دهۀ پيش بيش از 83­­درصد بوده و 5­­درصد ريزش داشته. يعني ارزش­هاي ديني در حوزۀ مناسك تا حدّي تضعيف شده است. البته با توجه به گذار از يك جامعۀ سنّتي به مدرن، تهاجم فرهنگي و گسترش و تسلّط رسانه­هاي جديد مانند ماهواره و اينترنت، 5­­درصد به نظرم عدد زيادي نيست. در عين حال ممکن است در بحث مناسک جمعي، مانند نرخ نماز جماعت، ريزش بيشتر بوده باشد. برداشت من اين است که ما در مناسک فردي با ريزش مواجه نبوده­ايم يا ريزش بسيار کمي رُخ داده اما احتمالاً در بحث مناسک جمعي، ما با ريزش بيشتري مواجه بوده­ايم.

يعني نرخ مناسک جمعي اگر بالا و پايين بشود، خيلي ملموس­تر است؟

بله. البته اين بايد تحليل بشود. فرصت نيست که خدمت­تان عرض کنم. ما يک موقع مي­توانيم به موضوعات، ساده نگاه کنيم. اوايل که اين بحث­ها پيش آمد، در دهۀ 60 گفتند که بايد مساجد را جذّاب کرد. قرار شد کتابخانه در مسجدها درست کنند، کلوپ فرهنگي بزنند و امثالهم. بعد در دهۀ هفتاد که کامپيوتر آمد، گفتند کلوپ رايانه در مسجد زده بشود. جلوتر که آمديم، کارهاي ديگري هم کردند. اين درست است اما راه کامل و کلّي نيست. مي­خواهم بگويم که همۀ مشکل ما اين نيست که مسجد را جذّاب کنيم. حتّي ممکن است کسي بگويد ما در کنار توجّهي که به مسجد مي­کنيم، به امام مسجد هم بايد توجّه خاص کنيم. چون سطح دانسته­ها و معلومات جامعۀ ما با سي­سال قبل قابل قياس نيست. سي­سال قبل 29­­درصد جامعۀ ايران باسواد و 71­­درصد بي­سواد بودند. الآن نرخ باسوادي در شهرها، بالاي 95­­درصد است. در يک مسجد، در شرايط عادّي، پشت سر يک امام مسجد تعداد زيادي افراد تحصيل­کرده حاضر مي­شوند. حالا اين در مناطق مختلف شهر و مراکز مختلف فرق مي­کند. مسجد دانشگاه، مسجد نزديک دانشگاه يک جور است، مسجدي در يک جاي ديگر، ‌يک جور ديگر است. پس بياييم آموزش­هايي را براي ائمۀ جماعت قرار بدهيم تا اينها دانسته­هايشان افزايش پيدا کند، بتوانند با مخاطب­شان ارتباط برقرار کنند. اين هم موضوعي مسلّم است. ما بايد بياييم داشته­هاي امام را زياد کنيم.
اما به نظر مي­رسد نکات ديگري هم در اين زمينه بايد ديده شود. مثلاً در بحث نماز جماعت اصلاً خود نظام اداري اقتصادي، اجتماعي ما عليه اين مناسک است. يعني اين تأسيسات تمدّني جديد که از غرب آمده، در موطن خودش به گونه­اي طراحي شده که براي اين گونه اَعمال، پيش­بيني در آن نشده است. آنها اگر قرار بود مثلاً نيم ساعت نماز بخوانند و نيم ساعت ناهار، حتماً طراحي مي­کردند، چنان که براي ناهارشان طراحي کردند و خوب هم طراحي کردند. ما آمديم همان ساختار را، همان نظام اداري و تشکيلاتي را گرفتيم و اينجا آورديم. اين است که نظم موجود اداري ما برخلاف نماز جماعت است. شما در تهران اگر در خيابان باشيد، بخواهيد برويد نماز بخوانيد، دچار مشکل مي­شويد. چند کشور اسلامي در اين زمينه پيشرفت­هاي خوبي داشتند و تعريف کردند که در خيابان، در هر جاي شهر، چند متر و چند گام ما بايد برويم تا به مسجد برسيم. اما ما در تهران به ازاي هر ده­هزار نفر 2/2 مسجد داريم. يعني براي حدود هر چهارهزاروششصد نفر ما در تهران يک مسجد داريم. در شميران به عنوان يک منطقه­اي که از قديم محل اقامت مؤمنين بوده و اهتمام به ساخت مسجد داشتند، 27 مسجد داريم، يعني به ازاي هر سيصدوهفتاد نفر، يک مسجد داريم. شما ممکن است در يک نقطۀ تهران، 3 کيلومتر هم راه برويد و به مسجد نرسيد! در حالي که در عربستان سعودي، در ترکيه و در مالزي روي اين مسئله کار کردند و استانداردي را تعيين کردند که چند متر برويم از هر طرف بايد به مسجد برسيم. اين هم يک مسئله در نظام اداري و تشکيلاتي ما.
اما چيزي که به نظرم مي­رسد مهم­تر از اينها باشد، زيست انسان مسلمان در دنياي جديد است. انسان مؤمن و انسان مسلمان معاصر در جامعه­اي زيست مي­کند که بايد ميان درون و بيرون اين انسان، هماهنگي برقراري شود. ما از ‌يک انسان متديّن و داراي يک سنّت ديني قوي، يک فرهنگ تاريخي قوي، مي­خواهيم که همچنان متديّن باشد و به ارزش­ها پايبند بماند، اما زيستش، زيست غربي است. يعني ما در سنّت ديني­مان از نظر اعتقادي، به سنّت ديني وابسته­ايم، اما از نظر عملي، غربي زندگي مي­کنيم. حتّي سنّتي­ترين افراد جامعۀ ما، غربي زندگي مي­کنند.

ما که از اين الزامات تمدّن جديد نمي­توانيم چشم­پوشي کنيم. يعني نمي­شود که از انسان متديّن مسلمان، انتظار داشت از دستآوردهاي غربي استفاده نکند...

خير، همين اجتناب­ناپذيري هم تأثير خودش را مي­گذارد. اتفاقاً من شخصاً معتقدم که ما به جهت غناي تمدّن اسلامي و ايراني که داريم، وضع­مان بد نيست. اين ناهنجاري­هايي که گاهي ديده مي‌شود، اسمش رويش است، ‌خودش را نشان مي‌دهد، ناهنجاري است. چيزي هنجار است كه ما به آن عادت کرده­ايم و به چشم‌مان نمي­آيد. وقتي يک امر غير موافق را مي­بينيم، اين در چشم ما بروز پيدا مي­کند. لذا از يک طرف نبايد ساده­دل باشيم و در خواب خرگوشي باشيم و از طرف ديگر هم نبايد خيلي مبالغه کرد. يادمان باشد که زيست ما، زيست غربي است. در جزء جزء برنامه­ريزي­هاي زندگي امروز، اجزاء تمدّن غربي در حوزه­هاي سخت­افزاري و نرم­افزاري حضور دارند. بعضي از اينها حاصل خرد انساني است و با جايي تعارض ندارد. ولي بعضي از اينها مقتضيات جامعۀ غرب بوده است. نه اينکه فقط با ما نمي­خواند، بلکه اصلاً با جوامع اسلامي نمي­خواند، حتّي با شرق هم نمي­خواند، يعني هندي، چيني و ژاپني هم با آن مشکل دارد.
به هر حال، من فکر مي­کنم علاوه بر اين عنصر، يعني نفوذ زيست غربي در جامعه، که ما خوب به آن توجّه نکرده­ايم، حلقات مفقوده­اي هم وجود دارند که بايد اين حلقات مفقودۀ مفهومي را شناسايي کنيم. بايد بفهميم که چه اتّفاقي افتاده که بين متديّنين و مسجد فاصله ايجاد شده؟ همه چيز به جذّاب نبودن مسجد يا ضعف امام جماعت يا اينکه مسجد دور است، مربوط و محدود نمي­شود. اتّفاقي افتاده که ما در پيمايش­ها آن را رصد کرده­ايم. مثلاً در ايّام مذهبي، فردي که نشسته پاي تلويزيون و ‌گُلِ مراسم مذهبي، مانند احيا يا عاشورا، را مي­بيند و بهترين حالات روحي و معنوي را دارد، ديگر حاضر نيست مسجد برود. حالا يک نفر عذر دارد، بچّۀ کوچک دارد و نمي­تواند به مسجد بيايد، به کنار. در پيمايش­ها مشخّص است که درصد زيادي از جامعۀ ما مراسم ديني را از طريق رسانه دنبال مي­کنند و بهترين مراسم­ها هم اتّفاقاً از تلويزيون پخش مي­شود. چه اتّفاقي افتاده که اين فرد حاضر است پاي تلويزيون بنشيند، ولي حاضر نيست برود در مسجد بنشيند؟
براي همين ما پژوهشي را در سال 88 با جهاد دانشگاهي انجام داديم تحت عنوان «علل حضور در مسجد و فريضۀ جماعت». آمديم با روش مصاحبۀ عميق در کنار کار ميداني اين را بررسي کرديم. يک نمونۀ هزار نفري مصاحبه و يک نمونۀ صد نفري مصاحبۀ عميق.
ما در بحث حجاب،‌ وقتي که آمديم حجاب 5 استان را بررسي کرديم، به اين نتيجه رسيديم که علي­رغم اينکه بعضاً گفته مي­شود اوضاع جامعه خيلي بد شده، چنين نيست. بايد توجّه داشته باشيم که تحولات اجتماعي بر بسترهاي خاصّي شکل مي­گيرد. ما اگر اين فرهنگ را مديريت کرديم، مي­توانيم تأثير مثبت در آن بگذاريم، يعني به ميزاني که سهم داريم، بهره مي­بريم. اما اگر ما در اتاق­هاي دربسته نشستيم، نتيجه نمي‌گيريم. ما اينجا کار خودمان را مي­کنيم، جامعه هم کار خودش را مي­کند. جامعه منتظر نمي­شود تا شما خوراک مناسب برايش تهيه کنيد. اين جامعه الآن همۀ اجزايش پنجره و رو به غرب باز است، تنها بحث ماهواره نيست. شما يک شب که برويد يکي از سالن­هاي فرودگاه و پروازهاي خارج کشور را ببينيد، متوجّه مي­شويد شدّت ارتباط ما با غرب چقدر است. تنها اين نيست که يک نفر يک هفته رفته سفر و برگشته! الآن در هر خانه­اي، يک نفر در خارج از کشور زندگي مي­کند. اينها تأثيرات بسيار عميقي دارد. بحث بر سر ماهواره و اينترنت نيست. خود اين سفرها هم بسيار تأثيرگذار است. ‌همين خريدي که شما انجام مي­دهيد، مؤيّد تغييرات فرهنگي است. يک موقعي مثلاً کفش مي­خواستيد بخريد، مي­رفتيد مي­خريديد اما الآن کثيري از افراد مي­روند کفش­فروشي اما کفشي که مناسب باشد از نظر ظاهر پيدا نمي­کنند! اين قدر تغييرات شديد است. ما اگر خوراک مناسب به جامعه داديم، نتيجۀ مناسب مي­گيريم و اگر نداديم، جامعه از غرب مي­گيرد. شما يک رقيب خيلي توانمند داريد، يک تمدّني که چهارصد سال پشتوانه دارد، در صنعت، در هنر، در علم، در ورزش، هر چه که شما بگوييد، در آن حرف آخر را مي­زند. ‌اتّفاقي نيست که يک کارتون اين مقدار فروش مي­کند. مي­رويد مي­بينيد که فيلمنامۀ اين کارتون را صدوبيست ميليون دلار خريده­اند. همين کارتون را که يک آدم با عقل متوسّط مي­بيند، با شخصيت­هايش ارتباط برقرار مي­کند. شما چقدر اينجا براي فيلمنامه هزينه مي­کنيد؟ يا براي فيلم؟ اين تازه در بخش سرگرمي و تفريح است. در علم و صنعت و اينها که خيلي فراتر از اين حرف­هاست.
به هر حال ما در مورد حجاب، بر مبناي پژوهش 5 استان، پژوهش ملّي فرهنگ پوشش و حجاب را داريم انجام مي­دهيم که انشاءالله در آذرماه جمع­آوري اطلاعات آن تمام مي­شود. کم کم ما به اين نقطه در سازمان مي­رسيم که در حوزۀ فرهنگ ديني، داده­هاي تخصّصي توليد کنيم. ما اينجا نسبت به روشمندي و علمي­بودن کار خيلي پايبند بوده­ايم. انشاءالله اين پيمايش ملّي عفاف و حجاب در کنار پيمايش ملّي دين­داري ما را در سطحي قرار بدهد که ظرفيت­هاي جديدي را به روي سازمان باز کنيم. يعني مديريت سازمان از نظر بحث عدد و ارقام و داده­هاي مستند، ديگر نگراني نداشته باشد. داده را داشته باشيم، و در اختيار مرکز پژوهش قرار بدهيم تا تحليل بشود، و فراتحليل­ها به مديريت­ها عرضه بشود. مديريت فرهنگي ما در کشور تا به حال عاطفي بوده است. به ميزاني که مدير ما توانمند بوده، تجربه داشته و تحصيلات داشته، اثرگذار بوده است ولي مديريت مبتني بر داده­هاي کمّي مستند و دقيق در حوزه­هاي خاص در کشور، به طور نظام‌مند وجود نداشته است. اينکه عرض کردم سازمان به نسبت دستگاه­هاي ديگر جلوتر است، براي اين است که الآن رياست سازمان، معاونت و دوستان ديگر، به ضرورت انجام اين پژوهش­ها اعتقاد جدّي دارند و پشتيباني ايشان و ثبات مديريت، فرصت انجام اين اقدامات را فراهم آورده است. البته پژوهش­هاي بسيار ديگري نيز در دفتر انجام شده كه به دليل ضيق وقت، توضيح آنها را به فرصت ديگري موكول مي‌كنيم.

منبع :
تازه های نشر